ارزش برند

ارزش برند چیست؟ تعریف دقیق ارزش برند چیست؟

در این مقاله قصد داریم تا تعاریف مربوط به ارزش برند brand value و برندینگ را برای سازمان ها و شرکت ها شرح دهیم و به مفاهیم خلق ارزش برند در بازارهای بین المللی بپردازیم. در ادامه به تعاریف دیگری همچون قدرت و تأثیر برند و ویژگی های یک برند مناسب را بررسی میکنیم.

مقدمه ای بر ارزش برند

قبل از بررسی اینکه ارزش برند را تعریف کنیم مقدمه ای را در مورد ارزش برند توضیح خواهیم داد. دیدگاه های متفاوتی در ارتباط با استانداردسازی و تطبيق برندهای بین المللی وجود دارد. ضرورت دارد که تصمیمات برند بین المللی بایستی براساس استاندارد سازی مفاهیم اساسی (هسته ای) برند میان کشورها و ارزیابی محدوده ی اجرایی که نیازمند تطبيق محلی است، صورت بگیرد. که میتوان گفت این یعنی یک تعریف کوچک از ارزش برند می باشد. در این مقاله برای تسهیل چنین ارزیابی، یک مدل عرضه تقاضا ارائه می شود. این مدل در شرکت های صادراتی مواد غذایی شرکت کننده در چهاردهمین نمایشگاه بین المللی مواد غذایی تست شده است. دیدگاه های متفاوتی در ارتباط با استانداردسازی و تطبيق برندهای بین المللی و ارزش برند وجود دارد.

در این مقاله مدل مفهومی برای ساختار بندی تصمیمات برای استاندارد و سازگار ساختن برندهای بین المللی ارائه میشود و مقتضیات آن مورد ارزیابی قرار می گیرد. بعد از مروری بر بحث های استانداردسازی، تاکید می شود که اساس هسته ای برند یا ارزش برند می بایستی بدون تغییر باقی بماند درحالیکه اجرای آن می بایستی بومی سازی شود. در نتیجه این مقاله حفظ مفاهیم اساسی برند میان کشورها و تطبيق اجرای آن برای تعديل تقاوت های محلی تایید شد.

چالش های اصلی در ارزش برند تجاری

در ارزش برند یک پالش وجود دارد که آیا شرکت های بین المللی می بایست جهان را به عنوان یک مکان بازار در ارتباط با بازاریابی برند استاندارد شده با ایجاد سازگاری های برند ملی در نظر گیرند؟

این موضوع، جديد نيست، اما به شدت در دیدگاه های آکادمیک و تجاری مخصوصا با تأثير از بازار منفرد اروپایی و باز شدن اروپای شرقی، قطبی شده است. بیشتر مباحث دیدگاه هاء بوسیله ی عقايد و لیستی از عوامل جانبی به جای بحث های ساختار یافته و مدارک سیستماتیک و شبکه ای مشخص شده اند، که طي آنها، به طور همزمان، توسعه هایی در ادبیات برندینگ صورت گرفته، ولی اغلب به ناحیه ی بازاریابی بین المللی راه پیدا نمی کنند و به طور گسترده، در یک زمینه، ملی باقی می مانند. برخی مطالعات به طور ساده، اثرات نامگذاری تجاری بین المللی را با وجه كمی ساختار و عليت آن ليست نمودند.

 در این پژوهش، مدل مفهومی برای ساختار بندى تصميمات برای استاندارد و سازگار ساختن برندهای بین المللی ارائه می شود و مقتضيات آن مورد ارزیابی قرار می گیرد. بعد از مروری بر بحث های استانداردسازی، تأکید می شود که اساس هسته ای برند می بایستی بدون تغيير باقی بماند در حاليكه اجرای آن می بایستی بومی سازی شود. در نتیجه این پژوهش، حفظ مفاهیم اساسی برند میان کشورها و تطبيق اجرای آن برای تعديل تقاوتهای محلی تاييد شد.

تعریف دقیق برند چیست؟

 تقريبا تمام تولید کنندگان برای سودآور ماندن در بازار بی رحم رقابت جهانی، از افزایش مشتریان و ظرفیت تولیدی بهره می گیرند. در آینده ای نزدیک، نجات یافتگان این رقابت، شرکت هایی خواهند بود که یا بتوانند خود را با برند سرآمدشان معرفی کنند و یا  محصولاتشان را با قیمت کمتر و کیفیت بهتر که همان ارزش برند را می رساند ،ارائه دهند. شرکت هایی که مصمم به دنبال کردن یکی از این دو استراتژی نباشند، محکوم به شکست خواهند بود. در بازاری که به سوی اشباع شدن پیش می رود و در شرایطی که فعالیت های فروش به سمت رقابتی شدن در حرکت است، تخفیف های تجاری و فعالیت های گسترده برای حفظ مشتریان فعلی ضروری است.

مترادف کلمه برند را میتوان واژه، علامت ،سمبل یا ترکیبی از آنها تعریف نمود که برای شناسایی کالاها و خدمات فروشنده مورد استفاده قرار می گیرد. یک برند چند وظيفه كليدی را انجام می دهد که شامل این موارد است:

  1. محصول یا خدمت را مشخص و متمایز می کند و به مشتری اجازه ی تشخیص، رد و یا سفارش آن را می دهد.
  2. پیام ها را به مشتری ابلاغ می نماید. اطلاعات فراهم شده می تواند شامل بیاناتی مربوط به سبک و روش زندگی استفاده کنندگان؛ مدگرایی ویا  افزایش ثروت آنها باشد.
  3. به عنوان قسمتی از دارایی قانونی محسوب می شود که دارنده این امتیاز می تواند از طريق آن سرمایه گذاری کند و یا از طريق قانون در مقابل رقبا حمایت شود.
  4.  یک نام تجاری هم ماهیت فیزیکی و هم ماهیت ذهنی و ادراکی دارد. جنبه ی فیزیکی آن در قفسه های سوپر مارکت یا مراکز ارائه کننده خدمت یافت می شود، ولی ماهیت مفهومی و ادراکی آن در فضای روانی و ذهن یک مشتری جا دارد.

اهمیت ارزش برند

مفهوم قدرت و ارزش برند چیست؟

 رفتار مشتریان برخی محصولات مانند خودرو اغلب تحت تاثیر احساسات آنها و برند تولید کنندگان است. آنها معمولا هنگام خرید، با ویژگی های محصول کاری ندارند برای آنها برند مهم است. در این گیرودار، اگر تولید کننده، برند سرآمد داشته باشد و محصولی با کیفیت بالا عرضه کند، در بازار رقابت، متمایز از دیگران خواهد بود. تولید کنندگان، پیوسته رقبایشان را تحت نظر دارند و برای پیشی گرفتن از آنها، ویژگی ها و تکنولوژی محصولاتشان را در تعهد برندشان بروز می دهند، توجه به این نکته ضروری است که صرف داشتن محصول عالی، موفقیت در بازار را تضمین نمی کند. تولید کنندگان برای موفقیت در بازار نیازمند هر دو جنبه تمایز در محصول و ارزش برند هستند.

تعریف مدیریت ارزش برند چیست؟

مدیریت برند به کارگیری تکنیک های بازاریابی برای محصول یا خط محصولی خاص است. مدیریت برند به دنبال افزایش ارزش برای مشتری و در نهایت، افزایش حجم فروش است. بازاریابان، مدیریت برند را ابزاری برای افزایش کیفیت مورد نظر مشتری و افزایش خرید و ایجاد وفاداری در مشتریان می دانند. یکی از مهمترین مزیت های مدیریت برند برای شرکت این است که می توان در بازاری خاص، بدون از دست دادن مشتریان، بر قیمت کالاها و خدمات افزود.

درباره تعیین قیمت کالا بیشتر بدانید.

در واقع، مدیریت برند ابزاری در جهت متمایزسازی است. ارزش برند نیز به میزان سود آوری ایجاد شده برای شرکت اشاره می کند. این افزایش سود آوری می تواند ترکیبی از افزایش فروش و افزايش قيمت باشد.

ویژگی های یک برند مناسب چیست؟

 در ارزش برند میتوان ویژگی های یک برند مناسب را در موارد زیر خلاصه کرد

  1. برند باید مزایای محصول را توصیف کند؛
  2. برند باید گیرا، رسا و گویا باشد و در یادها بماند؛
  3. برند محصول باید مناسب با فعالیت شرکت یا  تصویر ذهنی از محصول باشد
  4. برند محصول نباید محدودیت قانونی داشته باشد.

 ضمنا، در بازاریابی بین الملل و بحث صادرات، توجه به این نکته ضروری است که برند محصول مغاير با برخی اصول اخلاقی شوند و یا حتی معنی نامناسبی به زبان کشوری که قصد صادرات به آن وجود دارد، نداشته باشند.

نام تجاری را می توان به انواع مختلفی تقسیم کرد:

  • برند پیش رو که معمولا، قیمتی بیش از سایر کالاهای مشابه دارد
  • برند “اقتصادی” که برای بازارهایی که کشش قیمتی بالایی دارند، طراحی شده است.
  • “برند “رقابتی که برای بازارهای با رقابت شدید طراحی می شود

درباره برند اختصاصی بیشتر بدانید.

برند، نمادی از صداقت، تعهد به کیفیت، درستی و استحکام (البته در صنعت خودرو) است. مدیریت برند بر این نکته تاکید می کند که ایجاد برند قدرتمند برای یک شرکت ضروری است در ضمن، بدیهی است که اگر شرکت باید سازگاری فعالیت هایش را با تعهدات برند خود تضمین کند. در سال های اخیر، برخی از تولید کنندگان با تمرکز بر مسائل مالی، نظير سود و بازگشت سرمایه، به دست خود، برندشان را تخریب کرده اند. این اتفاق، پیامد تولید انبوه با محوریت تأمین کننده ها بوده است

پنج کلید اصلی در مدیریت ارزش برند

پنج کلید اصلی مدیریت برند که تولیدکنندگان باید آنها را در اولویت قرار دهند، عبارتند از:

  1. برند ارزش استراتژیک دارد؛ به این معنا که تولید کنندگان نیاز دارند برنامه ای بلند مدت و استراتژیک برای ترویج و توسعه برند خود داشته باشند. ایجاد چنین برنامه ای ارزش برند را به عنوان یکی از مهمترین دارایی های شرکت تضمین می کند.
  2. ایجاد برند منحصر به فرد، از بی هویت شدن محصول و جنگ قیمتی آن جلوگیری میکند.
  3. برای جهانی شدن، نیاز به ایجاد ارزش برند جهانی حس می شود
  4. مدیریت برند باعث ايجاد همدلی سازمانی و به اشتراک گذاری دانش به دست آمده در سطوح سازمان می شود؛ برخی از تولید کنندگان با ایجاد ساختارهای تکنولوژی اطلاعات (IT)، باعث تسریع این کار شده اند. این شرکت های پیش رو بیشتر برای تقسیم اطلاعات ارزش قائلند تا جمع آوری آن. شعار آنان این است: اطلاعات و دانش هنگامی که به اشتراک گذاشته شود، قدرت ايجاد می کند.
  5. در مقوله ارزش برند مدیریت برند باعث تبدیل استراتژی شرکت از بازاریابی و قیمت محور به بازاریایی ارزش محورمی شود. باید توجه داشت که قیمت گذاری فقط بخشی از فرایند ایجاد ارزش برای مشتری است. روند رو به رشد بازاریابی الکترونیکی و فن آوری های موسوم به IT باعث شده که مشتریان بتوانند براحتی، قیمت محصولات را در اینترنت را چک و ویژگی های محصولات مورد علاقه شان را در سایت های مختلف مشاهده کنند. این عامل نیز محصول را برای ارائه قیمت هایی شفاف تر و حرکت به سوی قیمتی بدون چانه زنی و تخفیف، در منگنه قرار می دهد. در این شرایط هدف نهایی تولید کنندگان داشتن مشتریانی است که از برند آنها قدردانی کنند و بابت خرید محصولاتی با برند مورد نظر پول بپردازند؛ نه این که خرید به واسطه ی تخفیف ها و محرک های ارائه شده از سوی تولیدکنندگان صورت گیرد. طی سالهای گذشته، بارها تولید کنندگان این سوال را مطرح کرده اند، که کدامیک از راه های ساختاری برند درست است؟ آیا باید هر یک از محصولات نام متفاوتی داشته باشند و یا بهتر است که نام سازمان یا محصول برتر آنها را حمایت کند؟

در همه جای دنیا معمولا شرکت ها ارزش برند خود را به یکی از صورت های سه گانه زیر می سازند؛

برندینگ ساده

در این ساختار، هر کدام از برندها متکی به خود بوده و بندرت، به نام حمایتی (تولید کننده) نیاز دارند، مثلا، آب معدنی دماوند صابون لوكس، خمير دندان پونه

برندینگ حمایتی

در این ساختار برندها به وسیله ی یک هویت بزرگتر حمایت می شوند، مثل: گلرنگ، داروگر، كاله

برندینگ یکپارچه در ابعاد وسیع

در این ساختار، برند مادر مجازی بوده و از نام آن در تمام محصولات شرکت استفاده می شود؛ مثل: فيليپس، آی بی ام و سونی

مقایسه استراتژی های محصول محور و استراتژی های برند محور

 بازاریابی محصولات، ساختاری عمودی دارند، ولی بازاریابی برند دارای ساختاری افقی است که بر پایه سبک زندگی بنا نهاده شده است؛ زیرا مشتریان محصولاتی انتخاب خواهند کرد که مطابق با سبک زندگی آنان باشند.

در مقابل، مدیران برند نیازمند آگاهی از خواسته های مصرف کنندگان و تدوین استراتژی و اهداف هایی هستند که این خواسته ها را برآورده کند.

نقش بازاریابی وفاداری نسبت به ارزش برند چیست؟

اصول اساسی برای ساختن برندهایی پر سود و پر دوام و بالا برند ارزش برند به وسيله موارد زیر می باشد.

الف) ستون های بازاریایی برند شامل 4 عنصر اساسی است

  1. تشخيص
  2. جذب
  3. حمایت کردن
  4. وفاداری برند
  5. تقویت کردن وفاداری برند

به علاوه، یک شرکت باید قادر باشد تا تعیین کند که آیا تلاش های بازاریابی، به وفاداری برند کمک می کند و یا از آن جلوگیری می نماید.

ب)برند سيكل زندگی ندارد، اگر چه محصولات وارد چرخه زندگی می شوند، اما برندها لزوما، آنها را تجربه نمی کنند. ارزش برند ها بر اساس گذشت زمان افزایش می یابد مانند “كوكاكولا”

ج) وفاداری برند و رهبری – شرکت می تواند از طريق وفاداری برند به صورت پیش رو درآید. مشتریان وفادار 9 برابر سودآورتر از مشتریان غیر وفادار هستند.

د) ارزش مشتریان را بدانیم شرکت ها باید ارزش مشتریان موجود را معین کنند. آنها باید آنچه را مشتریان دوست دارند و یا برعکس، دوست ندارند یادداشت کنند. دانستن درباره ی ارزش مشتریان به شرکتها اجازه می دهد که بهتر بتوانند محصولاتشان را برای پذیرش بیشتر و بهتر مشتریان تطبیق  دهند.

ارزش برند چیست؟

پتانسیل جهانی سازی برند و ارزش سازی برند چگونه تعریف می شود؟

ارزیابی پتانسیل جهانی سازی یک برند محلی به طور سیستماتیک از طريق فاکتورهای چک ليست به شرح زیر است

ابتدا سؤالی در خصوص اینکه برند محلی جا افتاده است یا خیر به صورت زیر مطرح می گردد:

  1. آیا برند در کشور مورد نظر معنی و مفهومی دارد؟ برای ارزش برند چه ارتبا طی ایجاد می کند؟ برای مثال، نوکیای فنلاند از اینکه نامش در ژاپن نا مفهوم است آگاهی نداشته و در کشورهای مختلف تلفظ های گوناگون دارد. این بدین معنی است که بعضی از نامها باید به زبان محلی برگردانده شوند و یا ممکن است همان نام توسط شرکت دیگری در کشور مورد نظر استفاده شده باشد.
  2. اگر نام تداعی کننده ی کشور تولید کننده باشد، آیا تأثیر مثبتی دارد؟ نام GM در کشور آلمان که به “اپل” معروف است ممکن است در آمریکا با نام “شورلت” به فروش برسد.
  3. آیا نام و نشان قانونا در کشورهای متعدد به کار برده می شود؟ فليپس، شركت عظيم هلندی در بازار آمریکای شمالی منع استفاده از آن را داشت، به دلیل اینکه شرکت نفت فيليپس اول در آن کشور به ثبت رسیده بود. اگر پاسخ به این سؤالات مثبت باشد، معلوم می شود انتخاب برند جهانی برای جهانی سازی بسیار مفید است.

بهتر است از دو برند در بازار جهانی استفاده شود، مثل سونی که از نام آیوا به عنوان یک توليد فرعی برای محصول الکترونیکی خود با قيمت پايين استفاده می کند.

   5. اگر برند محلی امكان تغيير نداشته باشد، احتمال انتخاب یک برند منطقه ای را باید مورد بررسی قرار داد. برند منطقه ای می تواند رقیب سرسختی برای برند جهانی در منطقه باشد و در عین حال موقعیت بهتری را در منطقه برای خود ایجاد کند.

مزایای ارزش برند جهانی

مزایای زیادی برای شرکتهایی که از برند جهانی استفاده می کنند وجود دارد که سه مورد از آنها به قرار زیر است:

  • تقاضای بیرونی
  • مشتریان جهانی
  • صرفه جویی

تقاضای بیرونی یکی از فاکتورهای مهم در برند جهانی است، فروش در بازار یک کشور، ايجاد تقاضا در کشور دیگر را موجب می گردد و برند جهانی در دیگر بازارها به راحتی قابل شناسایی است. چیزی که مردم در یک کشور خریداری می کنند همان کالایی است که در دیگر کشورها نیز آنرا می خواهند. آنها از کالایی جدید از طريق اخبار، تلویزیون و مجلات آگاهی مییابند. برای جذب تقاضای بیرونی ، برند باید در همه جا یكسان باشد و به همین دلیل، برند جهانی بر برند ملی ارجحیت دارد.

 دومین مزیت برند جهانی جذب مشتریان جهانی است؛ بدین معنی که افرادی که به منظور تجارت و یا سیاحت به نقاط مختلف جهان مسافرت می کنند در فروشگاه های فرودگاهی با کالاهایی با مارک جهانی مواجه می شوند که به دلیل شناخت  ارزش برند جهانی کالاها به سوی آنها جذب می شوند؛ مثل لوازم آرایشی و دوربین – کالاهای متداولی که می توان آنها را در اغلب مكانها يافت

مزيت بعدی برند جهانی صرفه جرایی است که یکسان سازی لوگو (logo) بسته بندی هزینه های تولید را کاهش می دهد؛ بدین صورت که هزینه های تولید بر واحدهای بیشتری از کالا تقسیم می شود، همچنین، تخفیف در استفاده از رسانه های جهانی را به همراه دارد و موجب کاهش هزینه های توزیع خواهد شد .

یکی از مشکلات برند يكسان جهانی مخالفت هایی در راستای جهانی سازی است؛ مثلا شرکتی همچون P & G از کاربرد برند جهانی پرهیز نمود و برای کالاهای خود، در هر متعلقه برند خاصی را انتخاب کرد ( مثل “تايد”، “جر” و “ويزير”). این امر کمک می کند که در صورت بروز مشکل، براحتی عقب نشینی کند و با اسم دیگری به عرصه بازار وارد شود حدود 10 درصد برندها را می توان جهانی فرض کرد. در مطالعات سال 2001 که توسط Acnielsen صورت گرفت، نشان داده شد که در میان مشتریانی که کالاها را به صورت بسته بندی خرید می کنند، فقط 43 برند جهانی وجود دارد.

بازاریابی برند بین المللی:

در مورد ارزش برند بین الملی یک دیدگاه مؤثر وجود دارد که بوسیله ی بازل ارائه شده، پیش بینی می کند که استاندارد سازی به منظور صرفه جویی هزینه، سازگاری با مشتریان، انتقال ایده ها و بهبود کنترل و برنامه ریزی، افزایش می یابد. او همچنین، به موانعی مثل بازار متمايز، ویژگی های صنعت، محدودیت های قانونی و سازمان دهی درونی شرکت، اشاره می نماید دیدگاه های متضاد زیادی بعد از آن مطرح شدند که شاید بهترین آنها دیدگاه های مطرح شده توسط لريت و كاتلر باشد. بعد از آن، زمان مقالات متعددی ارائه شدند که از مباحث استاندارد سازی حمایت می کردند؛ مثل جنين و وندترو سورنسون و ویچن (1975) عملیات 27 شرکت کالاهای مصرفی اروپایی و آمریکایی را بررسی نمودند، که آنها حد نسبتا بالایی از استاندارد سازی را یافتند، ولی نسبت به مزایای اقتصادی آن مردد بودند. روت و سامی (1992) اثر استاندارد سازی بر روی عملکرد را در بررسی 147 واحد تجاری که غالبا از بازارهای صنعتی بودند بررسی نمودند.

آنها هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای در عملکرد واحدهای تجاری (کسب و کار) بين استانداردهای بین المللی پایین و بالا نيافتند. هنر برک و هاليبرتن (1987) بحث نمودند که در حالت فقدان مدارک و شواهد سیستماتیکی عمومیت دادن بیش از حد وجود دارد. این خطر نه تنها برای استاندارد سازی، بلکه برای جنبه هایی از بازاریابی برند، برای بازارها و محصولات درون یک شبکه زمانی ارائه شده نیز موجود است .

در اروپا ،بازاریابی برند pan-european به خاطر موانع تفاوت های ملی، درون برخی از بازارها و محصولات و موانع دستیابی بازار و موانع قانونی متداول نيست. رویکرد خردمندانه برای تشخیص روندها به سمت يكپارچگی، شناخت موانع تمايزات ملی و تطبيق برنامه ی برند به طور صحيح وجود دارد.

ارزش برند در بازاریابی

برنامه ریزی برای خلق ارزش برند در بازارهای بین المللی

 فرایند برنامه ریزی برای بالا برند ارزش برند بین المللی را می توان در دو مرحله ی متوالی در نظر گرفت. مرحله ی اول شامل تصمیمی در مورد اصول هسته ای برند است که این مستلزم شناخت مبنایی است که تحت آن، برند در طریقی که مشتریان ارزش افزوده منحصر به فردی را که شرکت قادر به حفظ آن است درک می کنند. بعد از آن، مرحله ی دوم قرار دارد که مربوط به برنامه ریزی و اجرای مزیتهای برند به طور بين المللی است.

 بعد از تجزیه و تحلیل درونی از شرکت و زیر مجموعه هایش و تجزیه تحلیلی از محيط هر کشور، تصمیمی در مورد استفاده از منابع برای انتقال برند به صورت بین المللی ایجاد می شود. برخی نویسندگان دید گاه بازل را مبنی بر اینکه پیوستاری از انتخابات وجود دارد (یعنی استاندارد سازی کاملی در مقابل استراتژی تطبیقی کامل) نادیده گرفتند. ولف (1991) یک گونه شناسی برند های بین المللی چهار قسمتی را ارائه نمود. او بیان کرد که اندازه ی برندهای بین المللی به بخش های باریک یا عريض مشتری و نیز برند هایی که به طور قوی یا ضعیف به هویت یکپارچه شرکت تخصیص می یابند بستگی دارد.

هنگامی که عناصر برند بین المللی را برای استاندارد سازی یا سازگار ساختن در نظر می گیریم. لحاظ نمودن دو جزء برند مفید است. مفهوم جامع( هسته ای) و اجرای آن مفهوم اساسی ماهیتی از  ارزش برند است که با ارزش افزوده اش موضع یابی تغییر نمی کند و ممکن است به وسیله ی مفاهیمی نظیر منطق مشتریان راضی، نیاز های فیزیکی همان گونه نیازهای روانی- اجتماعی و عاطفی انجام گیرد .

اجرا به معنی عملیات جزئی شده مثل بسته بندی، محتوای محصول، ترفيعات تاکتیکی، خط مشی رسانه ای و اخلاقی است. برای شناسایی اندازه ای که اجرای برند می تواند استاندارد شود، بازاریابان تعادل فاکتورهای طرف عرضه را مد نظر قرار دادند.

منبع: برندینگ، قلب استراتژیهای تجاری، نوسته پرویز احمدی، سهیلا خدامی ،الهه تقوی شوازی

جهت ارتقاء سطح کیفی مقالات و تکمیل مباحث مربوط لطفا نظرات و دیدگاههای خود را در پایان این مقاله درج کنید، همچنین چند مقاله مرتبط با موضوع ارزش برند برای مخاطبان سایت شریف مارکتینگ به اشتراک گذاشته شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *