هماهنگی بازاریابی

هماهنگی بازاریابی | اصول ایجاد هماهنگی بازاریابی

در این مقاله قصد داریم در مورد هماهنگی بازاریابی مطالبی را بیان کنیم. مطالبی که در این مقاله بیان می شود شامل: هماهنگی بازاریابی چیست؟ اصول ایجاد هماهنگی بازاریابی، ایجاد و انواع هماهنگی بازاریابی می باشد.

هماهنگی بازاریابی چیست؟

هماهنگی بازاریابی بسیار مهم است. تقسیم کار و طبقه بندی وظایف در صورتی می تواند سودمند باشد که همزمان با آن تدابیر لازم برای هماهنگ کردن کارها و وظایف تقسیم شده، اتخاذ شود. به همین دلیل هماهنگی فرایندی است که طی آن همه بخش ها و تمامی هدف های تشکیل دهنده یک کل، همسو و هم جهت روند و وحدت می یابند تا از طریق تلاشی واحد و به صورت موزون و منسجم، به هدف مطلوب و مشترکی دست یابند.

هماهنگی بازاریابی به مجموعه ای از سازوکارهای ساختاری و رفتاری تحقق می یابد که برای مرتبط ساختن اجزای سازمان با یکدیگر به کار می رود و رسیدن به اهداف سازمانی را تسهیل می کند. وقتی کارها بسیار تخصصی باشند، ایجاد هماهنگی برای سازمان ها مشکل تر خواهد بود و بنابراین درجه بالایی از هماهنگی بازاریابی برای کارها و فعالیت هایی مفید است که غیرعادی، غیر تکراری و پیش بینی ناپذیرند یا در معرض عوامل محیطی متغیر قرار دارند. به نظر می رسد چنین وضعیتی را در فعالیت های ارتباطات بازاریابی می توان دید که به شدت تحت تأثیر عوامل محیطی متغیر به ویژه نظر مصرف کنندگان است.

به نظر گیولیک و اورویک (۱۹۳۷) کارها را به دو طریق می توان هماهنگ کرد:

  1. از طریق سازماندهی کارهای تقسیم شده
  2. از طریق حاکم کردن یک نظر یا عقیده

یعنی همه فکرها و تمایلات افرادی را که به عنوان یک گروه با هم کار می کنند، یکپارچه و هماهنگ کرد. این دو روش، ناسازگار نیستند، در واقع، اگر سازمانی به صورت فزاینده ای از این دو روش استفاده نکند، نمی تواند به موفقیت دست یابد. بنابراین، سازماندهی عناصر سازمان تحت لوای راهبردی جامع می تواند به هماهنگی بين عناصر منجر شود؛ همان گونه که در ارتباطات یکپارچه بازاریابی و بازاریابی یکپارچه به این کار اقدام می شود.

ایجاد هماهنگی ممکن است با هدف رسیدن به یکی از مقاصد زیر صورت پذیرد:

  1. بازداشتن: پیش بینی مسائل و مشکلات آتی و ایجاد هماهنگی برای مقابله با و آنها
  2. اصلاح کردن: تشخیص وضعیت غیر عادی و تعیین نقایص سیستم و ایجاد هماهنگی برای رفع آنها
  3. تنظیم کردن: شناسایی مختصات نظم موجود و ایجاد هماهنگی برای حفظ آنها
  4. بهبود دادن: بررسی عملیات خرده سیستم های موجود و ایجاد هماهنگی برای و بهبود آنها
  5. دستیابی به هم افزایی: تخصیص بهینه منابع و استفاده بهتر از هم پوشانی های خرده سیستم هایی که کارهای مشابهی انجام می دهند یا با دوباره کاری باعث اتلاف وقت و منابع می شوند.

اصول ایجاد هماهنگی

برای ایجاد هماهنگی بازاریابی چهار اصل مدنظر قرار می گیرند که عبارتند از :

  1. اصل وحدت فرماندهی: براساس این اصل، هر کارمند فقط باید در برابر یک مدیر پاسخگو باشد.
  2. اصل خط فرمان: خط فرماندهی یا مسیر صدور دستور، از مقامات عالی (در اینجا مدیر ارتباطات بازاریابی) شروع می شود. وحدت مدیریت فقط هنگامی امکان پذیر است که همه ارتباطات از طریق خط فرمان برقرار گردند.
  3. اصل حیطه نظارت: تعداد کارکنانی که مستقیما به مدیر گزارش می دهند نباید زیاد باشد. براساس مطالعات انجام شده، افراد تحت نظارت مدیر نباید بیش از هفت نفر باشند تا مدیر بتواند کارهای آنها را هماهنگ سازد
  4. اصل وحدت اهداف: هدف های متعدد و متنوع افراد و واحدهای سازمانی باید در راستای یک هدف مشترک یا فلسفه وجودی سازمان باشد.

انواع هماهنگی

هرچه نیاز به هماهنگی بازاریابی افزایش یابد، بر نیاز به فناوری برای هماهنگ سازی افزوده می شود و در نتیجه، وابستگی نظام هماهنگ کننده به فناوری افزایش می یابد. انواع گوناگون فناوری، انواع متفاوتی از وابستگی درونی را میان واحدهای تشکیل دهنده هر سازمان ایجاد می کنند تا کارایی بیشتری پدید آید. پس هماهنگی بازاریابی لازم در هر شرکت به آن نوع فناوری که افراد گروه را به هم مرتبط می سازد، بستگی دارد. در پژوهشی که تامسون (۱۹۶۷) در این زمینه انجام داد، سه نوع وابستگی درونی مشخص شد.

  1. وابستگی و ارتباط مشترک: در این حالت، واحدهای سازمانی به گونه ای و آرایش داده می شوند که در قالب مجموعه ای کلی، به طور مشترک در تحقق اهداف سازمان سهیم باشند، بدون آن که مستقیما به هم مرتبط گردند. درواقع، ادامه حیات و بقای آنها به اجرای موفقیت آمیز وظایف هریک از واحدها بستگی دارد.
  2. وابستگی و ارتباط پیوسته: در این حالت، اعضای سازمان به ترتیب کار می کنند و فعالیت هرکدام به عملکرد نفر قبلی وابسته است. در وابستگی ترتیبی یا پیوسته، جریان اطلاعات و کار در میان کارکنان واحد واحدهای سازمانی به گونه ای است که بازده هرکدام برای فرد (واحد) بعدی به منزله داده تلقی می شود. در مقایسه با حالت قبلی، این حالت به هماهنگی بیشتری نیاز دارد.
  3. وابستگی و ارتباط متقابل: این حالت هنگامی پدید می آید که بین واحدها نوعی دادوستد وجود دارد و اعضا به صورت متقابل نیازهای یکدیگر را تأمین می کنند. در واقع، هریک از آنها داده ای را از گروه پیش از خود می گیرد و به صورت ستاده به همان گروه می دهد. جریان کار میان افراد و واحدها آن قدر رفت و برگشت می کند تا کار تکمیل شود.

هماهنگی بازاریابی و فروش

ساز و کارهای ایجاد هماهنگی بازاریابی

برای ایجاد هماهنگی معمولا از چهار ساز و کار استفاده می شود:

  1. هماهنگی برنامه ریزی نشده
  2. هماهنگی برنامه ریزی شده
  3. هماهنگی به وسیله افراد
  4. هماهنگی به وسیله گروه ها

هماهنگی بازاریابی برنامه ریزی نشده

در این روش، هماهنگی بازاریابی به صورت داوطلبانه، غیررسمی، و بدون برنامه ریزی تفصیلی انجام می پذیرد؛ زیرا پیش بینی و برنامه ریزی یا ایجاد هماهنگی میان همه فعالیت ها بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن است. به همین دلیل گفته می شود که در همه سازمان ها تا حدودی از روش هماهنگی غیر رسمی استفاده می شود و بدون استفاده از آن هیچ سازمانی نمی تواند به صورت کارا و اثربخش به فعالیت خود ادامه دهد.

هماهنگی بازاریابی برنامه ریزی شده

اگر استفاده از هماهنگی بازاریابی برنامه ریزی نشده مقدور نباشد یا به دلیل بزرگی و پیچیدگی بیش از حد سازمان، کارایی ارتباطات غیررسمی در حد مطلوب نباشد، از روش برنامه ریزی شده استفاده می شود و با به کارگیری رویه های عملیاتی استاندارد و مقررات مدون، اقدام به هماهنگی می گردد. مدیر می تواند با اتخاذ شیوه های متنوع خط مشی گذاری رسمی، اهدافی نظیر ایجاد ارتباطات ضروری و کنترل بهتر مجاری ارتباطی را تحقق بخشد.

هماهنگی بازاریابی به وسیله افراد

با توجه به تفاوت های فردی انسان ها، همواره امکان دارد که افراد مختلف از یک خط مشی واحد، برداشت های متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، هماهنگ سازی برداشت های ذهنی افراد، کاری دشوار است. معمولا دو راهکار برای حل این مسئله ارائه می شود:

  1. استفاده از مسئول مشترک: گاهی برای حل مشکلاتی که در امر هماهنگی بازاریابی کارکنان پیش می آید، از یک مسئول مشترک استفاده می کنند. وی با بررسی نظرها و دیدگاه های متنوع باید بکوشد همه منابع موجود را به کار گیرد و واحدها را به نحوی هماهنگ و منسجم، اداره کند.
  2. ایجاد واحد هماهنگ کننده: هرگاه هماهنگی بازاریابی مستلزم فعالیت در محیطی پیچیده و توأم با دشواری های زیاد باشد، بهتر است واحد سازمانی جداگانه ای برای آن ایجاد شود. برای مثال: استفاده از فردی به عنوان «مدیر محصول» برای هماهنگ ساختن کلیه واحدهای فعال شرکت در امر تولید یک محصول، استفاده از فردی به عنوان مسئول (هماهنگی مشتریان) برای راهنمایی مشتریان و ایفای نقش رابط آنان با کلیه قسمت های سازمان، استفاده از فردی به عنوان (مدیر ارتباطات بازاریابی) برای هماهنگ ساختن کلیه امور ارتباطات بازاریابی سازمان.

هماهنگی بازاریابی به وسیله گروه ها

ایجاد هماهنگی بازاریابی به وسیله گروه نیز امکان پذیر است و از طریق تشکیل گروه های کاری دائمی یا موقت و تشکیل جلسات گروهی نیز می توان امور را هماهنگ ساخت. به گونه دیگری به این مسائل می پردازد؛ به نظر وی طرح سازمان باید به گونه ای باشد که ارتباطات بین کارکنان و دوایر سازمانی تسهیل گردد. وی ارتباط را به این صورت تعریف می کند: میزان هماهنگی یا رابطه ای که بین ارکان سازمان وجود دارد.

برای ایجاد هماهنگی بازاریابی بین مقامات بالا و پایین شرکت از ارتباطات عمودی استفاده می شود که با ساختارهای گوناگونی آن را پدید می آورند، از جمله: ایجاد زنجیره فرماندهی و مراجعه به مقامات بالاتر، افزودن سطوح جدیدی به ساختار سازمان، اجرای قوانین و مقررات، تهیه برنامه ها و جدول های زمان بندی شده، و در نهایت اجرای نظام های رسمی اطلاعاتی از سوی دیگر، سازمان از طریق برقراری ارتباطات، در سطوح افقی، موانع بین دوایر را از بین می برد و فرصت هایی به وجود می آورد تا کارکنان در راه تأمین هدف های سازمان تلاشی هماهنگ کنند. مقصود از ارتباط افقی، تماس و هماهنگی هایی است که در سطح افقی، بین دوایر سازمان وجود دارد. وقتی سازمان با شرایط عدم اطمینان محیطی، وجود فناوری پیچیده، و وجود وابستگی شدید بین دوایر سازمانی مواجه می شود و نیز هنگامی که سازمان بر نوآوری، خلاقیت و انعطاف پذیری تأکید می کند، نیاز به هماهنگی بازاریابی در سطح افقی نیز افزایش می یابد. معمولا سازمان ها می توانند با استفاده از روش های زیر، ساختارهای خود را به گونه ای در آورند که هماهنگی بین واحدها و دوایر بهبود و اطلاعات جریان یابد:

  • نظام های اطلاعاتی
  • تماس مستقیم
  • گروه های کاری
  • هماهنگ کننده
  • یکپارچه ساز تمام وقت
  • تشکیل تیم

از آنجا که ارتباطات، کلید یا رمز اصلی ایجاد هماهنگی مؤثر است، فرایند ارتباطات که به شکل یک جانبه، دوجانبه و به صورت نفر به نفر، یک نفر به چند نفر، چند نفر به یک نفر، یا چند نفر به چند نفر جریان می یابد، می کوشد امور ارتباطی را هماهنگ کند. به بیان دیگر، وظیفه اصلی فرایند ارتباطات یگانگی و نزدیکی افراد سازمان نسبت به هم است که این ایجاد هماهنگی خود راه حلی برای مسائل ارتباطات است. به همین دلیل ضروری است اطمینان حاصل شود که بین راهبردهای مختلف ارتبادلاتی سازمان ثبات و هماهنگی لازم وجود دارد. این ضرورت با ارزیابی نقاط قوت و ضعف مؤسسه برای افزایش برتری بر رقبا ارتباط دارد. البته با توجه داشت که تصمیم در مورد سیاست ها و راهبردهای اجرای ارتباطات بازاریابی را نمی توان بدون در نظر گرفتن تأثير آنها بر سایر جنبه های تجاری سازمان اتخاذ کرد. در غیر این صورت بهینگی ناقص پدید خواهد آمد.

هماهنگ ‌کننده بازاریابی دقیقا چه کار می‌کند

یک هماهنگ ‌کننده بازاریابی دقیقا چه کار می‌کند؟

یک هماهنگ‌کننده بازاریابی از ابتکارات واحد بازاریابی حمایت می‌کند. مسئولیت های خاص عبارتند از مدیریت تدارکات برای کمپین های بازاریابی، راه‌اندازی محصول، رویدادها و شراکت‌های استراتژیک. بخش بزرگی از این برنامه هماهنگی بازاریابی است، که تلاش‌های تیم کارکرد های متقابل، و کمک به اعضای دیگر تیم با تحقیق در مورد فروشندگان و رونده‌ای بازار، تهیه فهرست‌های پستی می پردازد.

یک هماهنگ کننده بازاریابی به چه مهارت هایی نیاز دارد؟

بازاریابی به این معناست که پیام شما به نیازهای مصرف کنندگان شما پاسخ می دهد، بنابراین مهارت های نوشتن، به ویژه نوشتن کپی، در این لیست بسیار بالا هستند. شما هماهنگ کننده بخش هستید، بنابراین هماهنگی های زیادی را انجام خواهید داد. این بدان معناست که شما باید منظم و متمرکز باشید. شناخت اصول اساسی مدیریت پروژه نیز مفید خواهد بود. این بستگی دارد که شما در کجا کار کنید ، اما یک هماهنگ کننده بازاریابی اغلب به مدیر بازاریابی یا فروش گزارش می دهد.
درباره تفاوت فروش و بازاریابی بیشتر بدانید.

فروش و بازاریابی از جهات مختلفی در هم تنیده شده است، بنابراین دستیاران فروش در توصیف شغل خود مقدار نسبتاً وظایف بازاریابی را می بینند. هماهنگی بازاریابی یعنی اتحاد، ادغام، هماهنگ سازی تلاش اعضای گروه است تا بتواند وحدت عمل را در جهت دستیابی به اهداف مشترک فراهم کند. این نیرویی پنهان است که تمام کارکردهای دیگر مدیریت را بهم پیوسته است. هماهنگی ترتیب آرایش تلاش های گروهی برای تأمین وحدت عمل در دستیابی به اهداف مشترک است. هماهنگی بازاربی عبارت است از ادغام چندین بخش در یک سطح منظم برای دستیابی به هدف.مدیریت به دنبال دستیابی به هماهنگی از طریق کارکردهای اساسی برنامه ریزی، سازماندهی، کارکنان، هدایت و کنترل است. به همین دلیل، هماهنگی بازاریابی از مدیریت جدا نیست زیرا دستیابی به هماهنگی بین تلاش افراد برای دستیابی به اهداف گروهی، کلید موفقیت مدیریت است. هماهنگی جوهره مدیریت است و در همه کارکردهای مدیریت ضمنی و ذاتی است.

Coordination Of Marketing Objectives And Strategies

Coordination of marketing and production for price

Configuration and coordination of international marketing

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *