بازاریابی حسی

بازاریابی حسی چیست؟ کاربرد و مزایای بازاریابی حسی کدامند؟

در این مقاله قصد داریم بازاریابی حسی را مورد بررسی قرار دهیم. مواردی که در این مقاله بررسی خواهد شد عبارتند از بازاریابی حسی چیست؟ تاریخچه بازاریابی حسی مدل های بازارابی حسی کمپین های بازاریابی حسی و منطق فرد، کاربرد مزایا و عناصر استراتژی آن می باشد.

بازاریابی حسی چیست؟

پیشینه بازاریابی حسی به دهه ۱۹۹۰ برمی گردد که به عبارتی، دهه «بازاریابی یک به یک» نامیده می شود، شرکت ها می توانند فعالیت های بازاریابی خود را به شکل تجربی و از راه فهم، احساس، عقاید، درک و عمل مشتریان نسبت به شرکت و نام تجاری آن ایجاد کنند. بازاریابی حسی با اصالت پیوند خورده است. بازاریابی حسی فرض می کند که تمام جهان با رسانه در ارتباط است و جهان بر پایه مصرف کننده قرار دارد چارچوب آن براین فرض استوار است که شرکت باید به حواس پنجگانه انسان در سطحی عمیق تر از دست یافته های بازاریابی انبوه و رابطه ای دست یابد. این حواس، به مثابه یک سیستم اطلاعاتی باور نکردنی عمل می کند که به ما اجازه می دهد اطلاعات حسی را خلق و به سرعت پردازش کرده و در نهایت، بر اساس آنها تصمیم گیری کنیم.

بنابراین وابسته کردن احساسی مشتریان به کالا و یا خدمت، گامی مهم در حفظ وفاداری آنان است. هدف این نوع بازاریابی درگیر ساختن مصرف کننده در تجربه فعالی از ارزش نام تجاری است. هنگامی که مشتریان احساسات مثبت و متفاوتی در ارتباط با نام تجاری داشته باشند، وفاداری به نام تجاری افزایش می یابد، تمرکز اصلی بازاریابی تجربی یا حسی بر واکنش به تأثیرات، کنش ها یا ارتباطات است، بنابراین، کسب و کارها باید قادر به ایجاد تجربیات متفاوت برای مصرف کنندگان باشند تا بتوانند خاطراتی منحصر به فرد برای آنها ایجاد نمایند.

تجربه در زمینه مصرف و بازاریابی، نخستین بار در سال ۱۹۸۲ توسط هالبروک و هیرچمن مورد توجه قرار گرفت. به این دلیل، تجربه ستون اقتصاد تجربی و بازاریابی حسی نامیده شد. در واقع، بازاریابی حسی به انبوه مردم یا به بخش خاصی مربوط نمی شود؛ بلکه در مورد فرد است. بنابراین، با تشدید رقابت، شرکت ها پی برده اند که ارائه تجربه به یاد ماندنی به مشتریان برای بقا و به دست آوردن مزیت رقابتی بسیار مهم است. مزیت رقابتی یک شرکت ممکن است از نوآوری در محصول، راهبرد قیمت گذاری کانال های بازاریابی قوی و… نشأت بگیرد، اما مزیت رقابتی ناشی از ایجاد تجارب به یادماندنی براحتی قابل تقلید و جایگزین شدن نیست، محققان، تعاریف نظری پرشماری از بازاریابی حسی ارائه داده اند.

درباره تجزیه تحلیل رفتار مشتریان بیشتر بدانید.

بازاریابی حسی بر تجربیات مصرف کننده تمرکز می کند و مصرف کنندگان را افرادی در نظر می گیرد که حس می کنند، عمل می کنند، تفکر و ارتباط برقرار می کنند در تعریف دیگر بازاریابی حسی مبتنی بر رفتار اجتماعی و روان شناختی مشتری است و این به معنی مدیریت تجربه مشتری است، در حقیقت، بازاریابی حسی نشان می دهد که شرکت چگونه می تواند از طریق بیان های حسی و راهبردهای حسی مختلف برند آگاهی را خلق و تصویر ذهنی برند را به گونه ای ایجاد کند که با هویت، سبک زندگی و شخصیت مشتری مرتبط شود. به همین دلیل، رویکرد بازاریابی حسی شرکت باید آگاهانه و به لحاظ راهبردی مبتنی بر حواس پنجگانه انسان باشد.

بعد های مختلف بازاریابی حسی

بازاریابی حسی پنج بعد را دربر می گیرد حواس: حواس پنج گانه انسان در تجربه افراد از فرایندهای مختلف خرید و مصرف اهمیتی حیاتی دارند. از راه این حواس است که فرد از شرکت ها، محصولات و برندها آگاهی یافته، آنها را درک می کند، به همین دلیل، شناخت بیشتر حواس پنجگانه انسان می تواند بازاریابی شرکت را موفق تر و تجربه حسی فرد را شخصی تر کند. افراد، این تجارب را به کار می برند تا قضاوت های ارزشی ایجاد کنند که به آنها کمک کند بین محصولات و خدمات مختلف تمایز قائل شوند احساس در اینجا واژه «احساس» به این معناست که چگونه برفد قادر است مصرف کنندگان و مشتریان را از منظر احساسات درونی، درگیر فرایند خرید کند برای مثال، احساس مثبت از ارتباط با برند، شادی، غرور و …

تفکر: بازاریابی فکری، ذهن مشتریان را با ایجاد شناخت، تفکری خلاقانه و تجربه حل مسائل، درگیر می کند و به قوه درک و خرد افراد اشاره دارد که از راه تحریک، تمهید و تعجب، تفکر همگرا و واگرای مشتریان را هدف قرار می دهد، عمل یا کنش بازاریابی عملی با هدف ایجاد تجربیات فیزیکی، تغییر در سبک زندگی و ارائه راه های جایگزین برای انجام اموره زندگی و رفتار مشتریان را بهبود می بخشد. تغییر در شیوه زندگی و رفتارها، اغلب انگیزشی، احساسی و الهام بخش است.

رابطه: بازاریابی تعاملی، جنبه هایی از بازاریابی حسی فکری و عملی را شامل می شود. این نوع بازاریابی فراتر از احساسات شخصی است و به تجربیات اجتماعی افراد و ارتباط فرد یا یک سیستم اجتماعی وسیع تر اشاره دارد که از راه افزایش شناخت اجتماعی و احساس تعلق ارزش ایجاد می کند.

مقاله بازاریابی حسی

تاریخچه بازاریابی حسی

تاریخچه بازاریابی حسی در سال ۱۹۸۹ تغییرات شگرفی در بازاریابی به وجود آمد و در واقع این سال نقطه اوج بازاریابی بود. برای هماهنگی با این تغییرات، بازاریابان در سراسر جهان مفاهیم بازاریابی با تمرکز بر عواطف انسانی گسترش دادند مفاهیم جدیدی از قبیل بازاریابی عاطفی بازاریابی تجربی یا حسی وارزش برند پدید آمد برای ایجاد تقاضا دیگر استفاده از مدل جایگاه یابی کلاسیک برای هدف قرار دادن ذهن مشتری کافی نبود بلکه باید قلب مشتری نیز هدف فعالیت های بازاریابی قرار میگرفت، مفاهیم بازاریابی که در دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ ظهور یافتند اغلب بازتابی از اصول مدیریت برند بودند واضح است که پویایی بازاریابی و تلاش بی وقفه بازاریابان جهت توسعه روش های جدید برای درک بازارهای متغیره مشتریان رقبا وهمکاران موجب پدید آمدن ابزار و مفاهیم جدید شده است.

ما به طور دقیق پیشینه بازاریابی حسی به دهه ۱۱۹۰ برمیگردد که به عبارتی دهه (بازاریابی یک به یک) نامیده میشود در این دهه بازاریابی عاطفی، بازاریابی حسی یا تجربی، بازاریابی و کسب کار اینترنتی و الکترونیکی، بازاریابی حمایتی واصول اخلاق بازاریابی مجال ظهور و خودنمایی یافتند. همانطور که گفته شد محیط کسب کار در جهان امروز، پویا و همراه با تغییرات سریع و متلاطم است شرکت با رقابت شدید روبه شد مصرف کنندگان مواجهند و تبلیغات تنها رفاه مصرف کنندگان را از طریق تشویق به رقابت بهبود داده که منجر به بهبود در کیفیت محصولات و کاهش قیمت برای آنان گشته است، اما با این وجود نسبت به ارتباطات شخصی از انعطاف پذیری کمتری برخوردار بوده و توایی پاسخ گویی به مصرف کنندگان و انتظارات آنان ندارد. شرکت ها میتوانند فعالیت های بازاریابی خود را به صورت تجربی و از طريق فهم احساس، عقاید درک و عمل رضایت بخش در مشتریان، تمام فاکتورهایی را که مشتریان در فرآیند خرید مورد توجه قرار میدهند شناسایی و سازماندهی نمایند.

درباره رسانه های بازاریابی سنتی بیشتر بدانید.

از این رو، توسعه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات اهمیت استراتژیکی رقابت را نمایان می کند برای موفقیت رقابتی امروزه شرکت ها بر مزیت رقابت دست یافته شده از طریق استفاده اطلاعات متمرکز هستند، افزایش در استفاده از اطلاعات، تعداد رقبا و تغییر در نیازها، خواسته های مصرف کنندگان، شرکت ها را به انطباق مفاهیم بازاریابی مشتری گرا به جای مفاهیم بازاریابی سنتی وا میدارد. به دلیل تغییرات به جای مفاهیم بازاریابی سنتی که بر مشخصه های اصلی کالا، نیازهای مصرف کننده موقیعت رقبا متمرکز بود، مفاهیم بازاریابی جدیدی جایگزین شد که بر اطلاعات برند ارتباطات و تجربه  تاکید دارد. در محیط اقتصادی جدید مشتری گرا، یکی از مفاهیم ارتباطات حساس با مصرف کنندگان ایجاد کرده، از لحاظ ذهنی آنها جذب می کند. رویکرد بازاریابی را در زمینه تعامل با مصرف کنندگان به چالش کشانده است.

مدل های بازاریابی حسی

بازاریابی حسی نشان می دهد که شرکت چگونه می تواند از طریق بیان های حسی و راهبردهای حسی مختلف، برند آگاهی را خلق کرده و تصویر ذهنی برند را به گونه ای ایجاد کند که با هویت سبک زندگی و شخصیت مشتری مرتبط شود، به همین دلیل، رویکرد بازاریابی حسی شرکت می بایست آگاهانه و به لحاظ راهبردی مبتنی بر حواس پنج گانه انسان باشد. در عین حال، بازاریابی حسی این نکته را نیز مطرح می کند که شرکت چگونه باید به مشتریانش صمیمی تر و شخصی تر رسیدگی کند تا دستاوردی بیش از دستاوردهای پیشین بازاریابی انبوه و رابطه مند داشته باشد.

کاربرد بازاریابی حسی

راه دستیابی به موفقیت تا حد زیادی از میان احساس ها و عواطف است، مسیری که در آن بسیاری از مشتریان از ارزیابی صرف ویژگی ها و خصوصیت های کاربردی محصول پا را فراتر نهاده، می خواهند به محصول به عنوان یک تجربه بنگرند. در این جهت، بیان های حسی مختلف مربوط به هریک از حواس انسان در تسهیل تجربه حسی افراد اهمیت دارد. بازاریابی حسی مغز انسان را به همراه پنج حس آن در مرکز بازاریابی قرار می دهد، برند در ذهن فرد ثبت می گردد و تصویری ذهنی بر حسب تصورها و مفاهیم ذهنی شکل می گیرد. این تصویر ذهنی نتیجه تجارب فرد از شرکت با برند است.

هر فرد یک تجربه ذهنی دارد که ما به آن منطق تجربه می گوییم. این منطق، فردی و شخصی است و در نتیجه درک این نکته است که چگونه حواس پنج گانه فرد به صورت منفرد یا با هم تجربه ای را درک و تفسیر می کنند. مهمترین مفاهیم زیربنایی در مورد اینکه چگونه شرکت ها و افراد با یکدیگر تجارب حسی را خلق کرده و درک می کنند. حواس پنجگانه بر ادراک مصرف کننده تاثیر می گذارد و ادراک پر شناخت و احساس او تاثیر دارد و شناخت و احساس موجب تغییر در نگرش، یادگیری و سپس منجر به رفتار (تصمیم گیری خرید) در مصرف کننده می شود.

مزایای بازاریابی حسی

بازاریابی حسی یک رویکرد شگفتی آور برای حضور شخصیت یک برند در زندگی روزمره است. وقتی یک مصرف کننده با برند درگیر می شود، وی با مجموعه ای از ادراک در مورد ارزش های به یاد ماندنی آن برند تنها گذاشته شده، به طور خودکار این محصول را با آن شخصیت (برند) در ادراک خود وابسته و مرتبط خواهد کرد. اگر چنین تجربه ای به نحوی اثربخش هدف گذاری شده ، مشتری هدف را پوشش دهد آنگاه خواهد توانست با هدف های الهام بخش و سبک زندگی مصرف کننده به عنوان یک ارتباط عینی و واقعی متصل شده، ارتباط برقرار کند و به تقویت ارتباط بین برند و خریدار منجر شود.

بسیاری از شرکت ها با استفاده از راهبردهای مولد حسی و بیان های حسی، سعی در نفوذ به لایه های عمیق تر مغز و ذهن انسان دارند تا یک تجربه حسی متعالی از شرکت خلق کنند. برای موفقیت در بازار جهانی دیگر فقط تولید و انجام تبلیغات پر زرق و برق، آموزنده و مفید یا آگهی های تلویزیونی مبتنی بر اصول بازاریابی انبوه کافی نیست. همچنین صرف تولید و ارائه پیام های دیجیتال و شخصی بازاریابی مستقیم به همراه کارت های جایزه و بن های خرید بر اساس اصول بازاریابی رابطه مند جهت پاداش دهی به مشتریان وفادار به برند نیز کافی نمی باشد، بازاریابی حسی به خصوص با توجه به ارزش ها و هویت برند در رابطه با مسائلی مانند کودکان کار، اقتصاد، بهداشت، محیط زیست و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت، به ایجاد و تسهیل روند رسیدگی به مشتری بر اساس همزیستی بین برند و فرد می پردازد. در این راستا به نظر می رسد که توانایی برند برای توسعه و ابراز همدلی در چارچوب بازاریابی حسی بسیار حیاتی باشد.

کاربرد بازاریابی حسی

منظور از همدلی در بازاریابی حسی چیست؟

در اینجا منظور از “همدلی” توانایی شرکت برای دریافت و فهم عواطف و احساسات فرد است. این واژه در رو به بازاریابی حسی قضاوت و ارزیابی بر این مبنا را نیز شامل می شود، همچنین می توان همدلی را توانایی داشتن احساس و تفکری درست مشابه با احساس و تفکر فرد در نظر گرفت. همدلی برای شرکت نه تنها با عواطف و احساس ها مرتبط است بلکه به ظرفیت فکری و ذهنی نیز ربط دارد. بنابراین همدلی به لحاظ داشتن توانایی قضاوت و ارزیابی یک فرد و بررسی دقیق شرایط موجود، جنبه ای عقلانی نیز دارد، لذا بخش مهمی از قابلیت همدلی، توانایی ایجاد تمایز بین احساس های خود و دیگران و نیز بین حال و گذشته است.

درباره متمایز کردن محصول بیشتر بدانید.

تجربه های شخصیت برند را به زندگی می آورند و این کار را از طریق ایجاد شرایطی انجام می دهند که طی آن مصرف کنندگان با شرکت در تجربه هایی دوطرفه و تعاملی، به طور خودکار آن ارزش های حسی را با محصول و برند آن وابسته و مرتبط می کنند. با انجام چنین کاری مزایای مهمی حاصل می شود که یکی از آنها ایجاد تمایزی روشن و واضح است.

درباره اینکه چگونه یک تیم فروش موفق داشته باشیم و افزایش فروش بیشتر بدانید.

برخی محصولات هستند که بایستی در یک بخش اشباع شده به رقابت بپردازند، یعنی در بخشی که تمایز از طریق ویژگی های محصول کار سختی است. با ایجاد یک تجربه ی برنده که یک ارتباط حسی با مصرف کنندگان هدف برقرار می کند، یعنی مصرف کنندگانی که احتمال وفاداری آنها به برند بیشتر است. شرکت می تواند سهم بازار خود را تثبیت کرده و از اتکا بر فعالیت های چاشنی فروش خودداری کند.

عناصر اصلی استراتژی بازاریابی حسی

عناصر اصلی استراتژی بازاریابی حسی به شرح زیر می باشد:

  • قیمت

استراتژی قیمت گذاری در بازاریابی سنتی با هدف اثربخش بودن هزینه به اجراء در می آید. هرچه ویژگی ها بیشتره عملکرد بهتره و هزینه پایینتر باشد، آنوقت حاشیه سود حاصله بیشتر خواهد بود. برای قیمت گذاری همچنین نیازمند مقایسه با محصولات رقبا می باشیم. در بازاریابی حسی استراتژی قیمت گذاری متأثر از ارزش تجربه مشتری است. هر چقدر تجربه مشتری طولانی تر باشد، رضایت مشتری بیشتر و برای پرداخت مبلغ بیشتر آمادگی خواهد داشت.

  • چیدمان

چیدمان همان ترتیباتی است که مشتری در آن به تجربه محصول می پردازد. طراحی آن می تواند یک جایگاه و چیدمان واقعی یا یک دنیای مجازی باشد. شرکت ها با این چیدمان می توانند ابداعات و ابتکارات فراوانی را برای تعامل، شادی و سرگرمی، ایجاد یک محیط تفاهم آمیز و مملو از احترام، و حتی یک فضای زنده و فرهنگی برای افزایش علاقه مشتری و ارتباط اثر بخش شرکت با مشتریان بکار بگیرند. در چیدمان نه تنها می توان یک تجربه منحصر به فرد و بیاد ماندنی برای مشتریان فراهم کرد، بلکه برانگیختن یک نیاز بالقوه و اشتیاق برای خرید را هم میتوان بوجود آورد.

  • تعامل

تعامل یک عنصر اساسی در بازاریابی حسی است و به ارتباط دو سویه بین شرکت و مشتری اشاره دارد. هدف از تعامل، ایجاد یک ارتباط مبتنی بر همکاری دو جانبه، شناسائی تقاضا و نیاز از طریق ارتباط و مراوده برای اجرای بازاریابی حسی می باشد. کارکنان فعال پشت صحنه و روی صحنه با کارگردان ” و یا “بازیگر” خواهند بود. برای ارائه یک “نمایش ” واقعی و انتقال موضوع نمایش پیام بایستی مشتریان فریفته این رویداد طراحی شده بشوند و در آن نقش بازیگر را بر عهده بگیرند. مشتریان تنها زمانی می توانند در چیدمان درگیر شده و از ارزش این تجربه آگاه شوند که عمیقا در روند این رویداد طراحی شده شرکت کنند.

  • تبلیغات دهان به دهان

توصیه های شخصی و تبلیغات دهان به دهان یک بخش غیرقابل تجزیه از آمیز بازاریابی حسی می باشد. فرآیند تجربه در یک کمپین بازاریابی حسی به نوعی تأثیر گذاری بر مشتری و ایجاد احساس در وی منجر می گردد که مبتنی بر ارضاء خواسته های ذهن هیجانی او می باشد. بنابراین هدف از استراتژی تبلیغات دهان به دهان در آمیزه بازاریابی حسی ایجاد مشوق های لازم برای تعریف و تمجید از شرکت و انتقال احساس مثبتی است که در مشتریان ایجاد شده تا بدینوسیله انتقال این تجربه مفرح و اطلاعات مربوط به محصول به مشتریان بیشتری از زبان همتایان خودشان، فراهم گردد. این روند غالبا واقعی تر و اثربخش تر از رسانه های جمعی سنتی می باشد تجربه، اصلی ترین عنصر آمیزه بازاریابی حسی می باشد این استراتژی مانند استراتژی محصول در نشان دهنده همان چیزی است که شرکت به مشتریان عرضه می کند و ارائه می دهد.

کمپین بازاریابی حسی

زمانی که می خواهیم مفهوم اصلی کمپین بازاریابی حسی را ایجاد کنیم، باید ایده یابی و طوفان فکری را در شش گام مورد توجه قرار دهیم، مدل طوفان فکری BETTER به پوشش مبانی زیر مربوط می شود.

شخصیت برند: دو یا سه ارزش اصلی برند و ویژگی های شبیه انسان که به منظور تشکیل شخصیت برند استخراج می شوند.  ارتباط هیجانی: برند بایستی تلاش کند تا در یک سطح هیجانی با مشتریان هدف خود ارتباط برقرار کند. این کار از طریق یک ترکیب عناصر چند حسی و سه ویژگی مهم یعنی حقیقت داشتن، ارتباط مثبت و مفهوم شخصی داشتن به بهترین وجه به اجرا در می آید.

مشتری هدف: مشتری هدف هنگام توفان فکری و ایده یابی، نقش کلیدی دارد. تحقیقات زیادی در مورد سبک زندگی مشتری هدف بایستی در برنامه وجود داشته باشد تا از تجربه ای مشخص برای افرادی مشخص مطمئن شویم.

تعامل دو سویه یک تجربه زنده برند به تعامل بین مصرف کنندگان و برند در زمان واقعی (به صورت چهره به چهره و یا از راه دور) مربوط می شود. سه گام اول یعنی شخصیت برند، ارتباط هیجانی و مشتریان هدف بایستی الهام بخش این مرحله باشند.

درباره انتخاب بازار هدف و اهداف بازاریابی بیشتر بدانید.

عنصر فزاینده: عنصر فزاینده بایستی به منظور تشویق شرکت کنندگان به انتقال تجربه خود به دیگران و انتشار تبلیغات دهان به دهان طراحی شود.

پوشش: واضح است که دسترسی به بیشترین پوشش برای یک کمپین بازاریابی حسی از اهمیت حیاتی برخوردار است. پوشش اولیه تجربه زنده برنده پوشش تبلیغات دهان به دهان و پوشش ترکیبی کانال های تقویتی انتخابی بایستی مورد توجه و دقت قرار بگیرند. کانال های تقویتی صحیح و مناسب بایستی به طور اساسی به منظور گسترش پوشش تجربه زنده برند مورد استفاده قرار بگیرند و بدین ترتیب موجب درگیر کردن تعداد بیشتری از افراد با مفهوم کمپین شوند.

بازاریابی حسی و منطق تجربه فرد

برخی پژوهشگران ادعا می کنند که برند نمی بایست فقط به عنوان یک آرم دیده شود که البته این نظری کلی است. در عوض آرم باید با علامت تجاری مطابقت داشته باشد که از این طریق نشان، نماد یا مونوگرام بیان می شود. علامت تجاری برند را در خود بیان نمی کند؛ علامت تجاری فقط یک نماد است. اگر این اتفاق روی دهد، کارشناسان بازاریابی متوجه پارادوکسی در این حقیقت می شوند که نماد هم نماینده تمام ارزش های دیگری است که برند دارد.

درباره محیط بازاریابی بیشتر بدانید.

این امر می تواند به موقعیتی بینجامد که هر فرد نمونه خاص خودش از برند را خلق کند. در این بافت خصوصی است که برند را می توان به منزله “جایگاهی یک شبه” یا ” شریک” فرد در نظر گرفت، به ویژه زمانی که برند برای خود کام بخشی، خویشتن شناسی و هویت فرد نقش مهمی ایفا کند که می توان آن را به عنوان شخصیت مدنظر قرار داد. بر خلاف این پیش زمینه، بازاریابی حسی از دیدگاه برند را باید تحت سلطه خدمات دانست، حالتی که بیشتر برندها خلق تجربه برای مشتریانشان را در دستور کار خود قرار می دهند. این فرض با منطق تسلط خدمات مطابقت دارد که بسیاری از پژوهشگران معتقدند بازاریابی در حال رفتن به سمتی است که تحت سلطه این منطق قرار گیرد.

منطق تجربه چیست؟

تجارب حسی مشتری می تواند به چیزی بینجامد که آن را «منطق تجربه» می نامیم. این منطق تأییدی است بر درک و تفسیر ذهنی و شخصی فرد از تجربه حسی که تنها منطق صحیح در جامعه دوتایی است. منطق تجربه به شکل دهی ارزش های رفتاری عاطفی، شناختی، ارتباطی با نمادین کمک می کند که اغلب می تواند جایگزین ارزش های فقط کار کردی کالاها یا خدماتی گردد که ممکن است عرضه شوند. در این حالت منطق تجربه عناصر احساسی و منطقی را در مغز انسان ترکیب می کند تا تجربه حسی برند را تسهیل نماید.

درباره بازاریابی خدمات بیشتر بدانید.

در عصری که شاخصه اش انباشت اطلاعات و کمبود زمان است، ارزش های عاطفی، شناختی یا نمادین از اهمیت و ارزش بیش از پیشی در بازاریابی برخوردار می شوند. برای بسیاری از افراد دیگر غیر ممکن یا حتی بی معنی است که بتوانند به دقت محصولات مختلف را ارزیابی کنند، زیرا محصولات زیادی هستند که در مقایسه اولیه تقریبا یکسان به نظر می رسند. وقتی رقبا مفاهیم و ویژگی های محصول یکدیگر را کپی می کنند، این مقایسه حتی سخت تر هم می شود. این روند حالتی عادی و مرسوم در بسیاری از فروشگاه های زنجیره ای است که اگر قیمت تنها مزیت و سلاح رقابتی باشد، برای شرکت ایجاد تمایز بین خود و رقبایش مشکل می شود. معنای دیگری که از این موضوع استنباط می شود این است که امکان ایجاد تمایز میان محصولات و برندها نیز کمتر و کمتر گردیده و این مسئله به هنگام انتخاب بر ارزیابی گزینه ها تأثیر می گذارد.

در نظام شناختی انسان، مغز به عنوان فیلتری برای حذف تمام اطلاعات غیر مرتبط عمل می کند. اطلاعات محیط از طریق حواس پنج گانه انسان به مغز رسیده و برای طبقه بندی با تجارب قبلی مقایسه می شوند، مغز به کار فراهم آوری محتوا در راستای کمک به انسان برای پی بردن به تفاوت ها ادامه می دهد. شرکت ها می توانند با درک منطق تجربه از رویکرد بازاریابی حسی به منظور جذب حواس پنج گانه انسان و ارائه تجارب حسی استفاده کنند. از طریق این فرایند است که می توان برای فردی خاص به روش خصوصی تری قالب ریزی کرده ، آن را توسعه داد. در نتیجه، هدف غایی تجربه حسی فرد مشارکت در تکوین هویت، خود کام بخشی و خویشتن شناسی خواهد بود. این روند، خود تجربه حسی را نیز به خدمتی برای مشتریان تبدیل می کند.

کاریرد بازاریابی حسی

چند نوع تجربه در بازاریابی حسی وجود دارد؟

پنج نوع تجربه وجود دارد احساس، هیجان، تفکر، عمل، و رابطه با اینحال تجربه مشتری را نمی توان به روشنی به این پنج شكل تقسیم بندی کرد بلکه این تجربه در ترکیبی از این پنج شكل قابل مشاهده است. بنابراین شرکت ها بایستی ترکیبی از تجربه را برای بهبود نتایج و پیشبرد کار و ایجاد یک تجربة جامع از جمله احساس، هیجان، تفکر، عمل و رابطه، مورد توجه قرار دهند. تجربه در اشکال مختلف خود می تواند در هر کالا یا خدمتی وجود داشته باشد. بنابراین تجربه به عنوان یک عنصر از آمیزه بازاریابی حسی می تواند یک ابزار و شیوه متمایز بازاریابی بوده و نقش خود را از طریق هر عنصر آمیزه بازاریابی حسی ایفا کند. مهمترین مطالب این است که تجربه بایستی وظیفه اصلی خود یعنی ارضاء نیاز و سلیقه مشتری و شناسائی ارزش قابل انتقال به ایشان را به اجراء در آورد.

What is Experiential Marketing?

Experiential Marketing Defined with Examples

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *