تهیه بودجه بازاریابی

تهیه بودجه بازاریابی | بودجه بندی بازاریابی

در این مقاله تهیه بودجه بازاریابی را مورد بررسی قرار خواهیم داد. همچنین به بررسی چگونگی تهیه بودجه بازاریابی توسط مدیران، برای دستیابی به سطح معینی از فروش و سود می پردازیم. نخست ما به روش متداول تعیین بودجه می پردازیم و سپس روش های پیشرفته تر را بررسی می کنیم.

دلیل تهیه بودجه بازاریابی چیست؟

تهیه بودجه بازاریابی به شما در درک چگونگی هزینه کردن بازاریابی در سال جاری کمک نمی کند. ایجاد بودجه بازاریابی مناسب با این کار آغاز می شود که بدانید این بودجه برای چه هدفی خواهد بود و تیم های بازاریابی را به چه صورت معرفی می کند.

برنامه ریزی سود هدف

فرض کنید مدیر محصول شرکتی وظیفه دارد برای تهیه بودجه بازاریابی برنامه بازاریابی سالانه خود را تهیه و ارائه کند. او ممکن است برای این منظور از روش برنامه ریزی سود هدف استفاده کند.

مدیریت محصول در گام نخست به برآورد تقاضای کل محصولات در بین خانوادها در سال آینده اقدام می کند. برای انجام این برآورد، باید نرخ رشد اخیر بازار (۶ درصد) را در کل تقاضای بازار در سال جاری (۶ / ۲۳ میلیون از محصول) ضرب می کند. بدین سان برآورد می شود در سال آینده، اندازه بازار حدود ۲۵ میلیون از محصول باشد. مدیریت محصول فرض می کند در سال آینده شرکت موفق می شود سهم بازار خود را در سطح ۲۸ درصد فعلی، همچنان حفظ کند. بدین ترتیب پیش بینی می شود سهم فروش سال آینده شرکت ۷ میلیون از محصول باشد.

در مرحله بعد و با توجه به دورنمای افزایش هزینه مواد اولیه و دستمزدها، مدیریت محصول قیمت عمده فروشی سال آینده هر محصول را ۴/۴۵ دلار تعیین می کند. در این صورت، درآمد کل فروش بالغ بر ۳۱ / ۱۵ میلیون دلار می شود. مدیر محصول برای تهیه بودجه بازاریابی برآورد می کند هزینه های متغیر هر محصول مانند بطری و یا بسته بندی۷۵ /۲ دلار باشد.

بدین ترتیب ۹ / ۱۱ میلیون دلار باقیمانده سهم هزینه های ثابت، سود و هزینه های بازاریابی خواهد شد. فرض کنید هزینه ثابت شرکت برای هر محصول ۱ دلار باشد، در این صورت، کل هزینه ثابت بالغ بر ۷ میلیون دلار خواهد شد. با این فرض، سهم سود ناویژه از فروش محصول برای پوشش هزینه یا تهیه بودجه بازاریابی و سود شرکت، ۹ /۴ میلیون دلار خواهد شد. در اینجا، مدیر محصول سود قابل دسترسی را وارد عمل می کند. فرض کنید مدیریت سطح بالا به یک سود ۹ /۱ میلیون دلاری راضی باشد، یعنی سودی که نسبت به سال جاری ۱۰ درصد افزایش دارد، در این صورت مدیر محصول این سود هدف را از آنچه که باقی مانده است، کم می کند و سه میلیون دلار باقیمانده به فعالیت های بازاریابی اختصاص می یابد. بدین صورت تهیه بودجه بازاریابی انجام می گیرد.

در پایان مدیر محصول پس از تهیه بودجه بازاریابی یا بودجه بندی بازاریابی آن را به ارکان ترکیب عناصر یعنی تبلیغات و تبلیغات پیشبرد فروش و تحقیقات بازاریابی، تخصیص می دهد. روش و درصد تخصیص نیز همانند سال قبل است. بدین سان مدیر محصول دوسوم مبلغ بودجه را به تبلیغات، یک سوم آن را به تبلیغات پیشبرد فروش و باقیمانده را به تحقیقات بازاریابی اختصاص می دهد.

تهیه بودجه بازاریابی با استفاده از محیط بازاریابی

علی رغم اینکه اعمال برنامه ریزی سود هدف برای تهیه بودجه بازاریابی برای مدیر محصول عملی و قابل استفاده است. اما او می تواند برای تهیه بودجه بازاریابی یا بودجه بندی بازاریابی از روش های دیگری نیز استفاده کند. مدیر محصول می تواند اندازه و سهم بازار را، از طریق بررسی روند گذشته و در نظر داشتن تغییر و تحولاتی که در محیط بازاریابی پدید خواهد آمد، تخمین بزند. با این روش، اندازه تقاضای تخمینی متفاوت خواهد شد.

درباره ایده یابی تولید کالا و تولید کالای جدید بیشتر بدانید.

مدیر محصول به جای آنکه فرض کند باید خط مشی بازاریابی سال گذشته را در پیش گیرد می تواند استفاده از یک یا چند خط مشی بازاریابی دیگر را در نظر گیرد و به تأثیرات بالقوه این خط مشی ها بر فروش، سودآوری و بودجه توجه کند. مدیر محصول در روش خود، قیمت فروش را اساسا بر مبنای پوشش هزینه های مورد انتظار تعیین کرده است، حال آنکه می تواند در این مورد از روش بازارگرایانه تری استفاده کند. و برای تخصیص بودجه بازاریابی به ارکان ترکیب عناصر آن، از روش خاص خود استفاده کرده است. در اینجا نیز مدیر محصول می توانست با در نظر گرفتن اهداف بازاریابی سال جاری و وضعیت کنونی کالا، این بودجه را بسته به نقش بالقوه هر یک از این ارکان به آنها اختصاص دهد. سرانجام، برنامه و بودجه ای تهیه کرده است فقط سودآوری رضایت بخش را دنبال می کند، در حالی که می توانست به دنبال طرحی باشد که هدف اصلی آن حداکثر کردن سود باشد.

برنامه ریزی برای سودآوری مطلوب

یک مدیر باید برای بهینه سازی سود، ابتدا به ارتباط میان فروش و ارکان ترکیب عناصر بازاریابی پی برد. تابع واکنش فروش نشان دهنده این ارتباط است. بر اساس این تابع در یک دوره زمانی خاص هر چه برای تهیه بودجه بازاریابی تلاش بیشتری شود تا آن را افزایش داد. احتمال افزایش فروش بیشتری وجود دارد. البته این تابع خاص به شکل S است اما می تواند اشکال دیگری نیز داشته باشد. یک تابع S شکل به این معنا است که سطوح پایین مخارج بازاریابی، افزایش فروش چندانی به دنبال ندارد. تحت این شرایط، تعداد خریدارانی که به کمک برنامه ریزی بازاریابی شرکت با آنها تماس گرفته می شود اندک است یا اینکه تماس با آنها چندان مثمر ثمر نیست. سطوح بالاتر مخارج بازاریابی ظرف یک دوره زمانی خاص منجر به افزایش فروش به میزان قابل توجهی خواهد شد. باید توجه داشت که مخارج بالاتر بازاریابی نیز تحت اثر بازده نزولی، فروش را چندان افزایش نخواهد داد.

همان طور که اشاره شد افزایش تهیه بودجه بازاریابی جهت مخارج بازاریابی، از سطح معینی به بعد دارای بازده نزولی است. دلیل این امر وجود یک حد بالا برای کل تقاضای بالقوه هر کالا است. با رسیدن تقاضا به این حد، جذب خریداران باقیمانده که تمایلی هم به خرید در آنها وجود ندارد، بسیار پرهزینه است. از این گذشته، همچنان که شرکت به تلاش های بازاریابی خود می افزاید، با واکنش مشابه رقبا روبرو می شود و در نتیجه هر شرکت با موانع فروش بیشتری مواجه میگردد.

بودجه بندی بازاریابی

چگونه مدیران بازاریابی می توانند توابع واکنش فروش مربوط به حوزه عمل خود را برآورد کنند؟

در این مورد سه روش وجود دارد. اولین روش، روش آماری است. یک مدیر با استفاده از این روش، اطلاعات مربوط به فروش گذشته و سطوح ترکیب عناصر بازاریابی را جمع آوری کرده و سپس با توسل به روش های آماری، توابع واکنش فروش را برآورد می کند.

روش دوم، روش تجربه است. در این روش، سطوح ترکیب عناصر بازاریابی در نمونه های مشابهی تغییر داده می شود و واکنش های فروش حاصله موردتوجه قرار میگیرد.

روش سوم، روش داوری نام دارد. در این روش از کارشناسان خواسته می شود که درباره این ارتباط قضاوت های هوشمندانه ای انجام دهند.

برای بهینه کردن سود، چگونه می توان از توابع واکنش فروش استفاده کرد؟

نخست، مدیر بازاریابی برای دستیابی به منحنی سود ناویژه، تمام هزینه ها به استثنای تهیه بودجه بازاریابی را از تابع واکنش فروش کسر می کند. در گام دوم، برای به دست آوردن منحنی سود ویژه، هزینه های بازاریابی، که به صورت خط مستقیم از مبدأ مختصات آغاز شده است، از منحنی سودآوری ناویژه کسر می شود. منحنی سود خالص، سود خالص متناظر با هزینه های بازاریابی را بین دو نقطه M1 و Mu وجود دارد. این همان دامنه تهیه بودجه بازاریابی معقول است. در نقطه M منحنی سود خالص به حداکثر می رسد. بنابراین، هزینه های بازاریابی که سود خالص را به حداکثر می رساند، M دلار است. در این مورد دو روش نموداری و ریاضی به نتایج مشابهی می رسند. در واقع چنین نیز باید باشد، البته اگر حجم فروش، تابع بیش از یک متغیر ترکیب عناصر بازاریابی باشد.

این روش تهیه بودجه بازاریابی چهارچوب ذهنی خوبی را برای مطالعه ارتباط میان سطوح مختلف ترکیب عناصر بازاریابی، فروش و سود حاصله ارائه می کند. بعضی از بازاریابان برای برآورد منحنی های واکنش و دستیابی به بودجه های بهینه و مطلوب، مدل های پیشرفته ای را ابداع کرده اند. بازاریابانی هم هستند که ترجیح میدهند از روش های ساده تر و عملی تری برای تعیین بودجه استفاده کنند.

نتیجه گیری در مورد تهیه بودجه بازاریابی

تهیه بودجه بازاریابی اطمینان می دهد که برنامه یا مبارزات بازاریابی شما واقع بینانه هزینه شده است. برخی تحقیقات قبل از بودجه در مورد صنعت و بازار شما ، رقبا و معیارهای تاریخی بازاریابی کسب و کار شما به مدیران بازاریابی کمک می کند تا محاسبه آگاهانه تری داشته باشند. شما باید تمام هزینه های عمومی بازاریابی و ارتباطات بازاریابی را هزینه کنید. همچنین می توانید در رابطه با یک حسابدار کار کنید تا از صحت کامل و واقعی بودن این ارقام اطمینان حاصل کنید.

درباره مدیریت بازاریابی بیشتر بدانید.

بودجه بازاریابی تخمینی از هزینه های پیش بینی شده برای بازاریابی محصولات یا خدمات شما است. تهیه بودجه بازاریابی معمولی تمام هزینه های بازاریابی را در نظر می گیرد ، به عنوان مثال. ارتباطات بازاریابی ، حقوق مدیران بازاریابی ، هزینه فضای اداری و غیره. با این وجود بخش اعظم بودجه مربوط به ارتباطات بازاریابی است. روابط عمومی ، وب سایت ، تبلیغات و غیره هر دو در اینجا مورد توجه قرار می گیرند.

Marketing Budget

How to Manage Your Entire Marketing Budget 

?How much are companies spending on marketing

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *