شبکه های بازاریابی

شبکه های بازاریابی | اهمیت شبکه های بازاریابی

در این مقاله شبکه های بازاریابی و اهمیت شبکه های بازاریابی را مورد بررسی قرار خواهیم داد. همچنین در مورد نقش و سطوح مختلف شبکه های بازاریابی مطالبی را مطرح خواهیم کرد.

شبکه های بازاریابی چیست؟

امروزه، اکثر شرکت ها محصول خود را به طور مستقیم به مشتریان نهایی به فروش نمی رسانند، بلکه میان شرکت ها و مشتریان نهایی، مجموعه ای از واسطه های مختلف قرار دارند. که فعالیت ها و وظایف گوناگونی را انجام می دهند این واسطه ها، شبکه های بازاریابی (شبکه های تجاری یا شبکه های توزیعی) را تشکیل می دهند. از نظر تعریف رسمی، شبکه های بازاریابی مجموعه ای از واسطه هایی هستند که محصول یا خدمتی را برای استفاده یا مصرف در دسترس قرار می دهند. در حقیقت، شبکه های بازاریابی مسیرهای مشخصی هستند که محصولات یا خدمات را از تولید کننده به مصرف کننده نهایی منتقل می کنند.

تعدادی از اعضای شبکه های بازاریابی

تعدادی از اعضای شبکه های بازاریابی شامل خرده فروشی ها و عمده فروشی های محصول را می خرند و آن را مجددا به فروش می رسانند. بازاریاب ها این واسطه ها را تاجر می نامند. برخی دیگر از اعضای شبکه های بازاریابی مثل دلال ها، نمایندگان فروش و کارگزاران فروش شرکت های مشتریان مختلف را شناسایی و با آنها درباره خرید محصول یا خدمت مذاکره می کنند. این دسته از اعضای شبکه های بازاریابی هیچ وقت مالک محصول یا خدمت نمی شوند. بازاریاب ها این دسته را عامل فروش می نامند. گروه دیگری از اعضای شبکه های بازاریابی نیز، مثل شرکت های حمل و نقل بار، انبارهای مستقل، بانک ها و شرکت های تبلیغاتی، نه مالک محصول یا خدمت می شوند و نه برای فروش آن با مشتریان نهایی مذاکره می کنند، بلکه تنها در فرایند عرضه محصول یا خدمت، مشارکت و آن را تسهیل می کنند. بازاریاب ها این دسته از اعضای شبکه های بازاریابی را تسهیل کنندگان می نامند.

انواع مختلف شبکه های بازاریابی نقش بسیار مهمی را در موفقیت شرکت ها بر عهده دارند و بر سایر تصمیمات بازاریابی آنها اثر می گذارند. بازاریاب ها باید شبکه های بازاریابی را به صورت سیستمی بررسی کنند و تمام فرآیندهای مربوط به تحویل محصولات ساخته شده به شبکه های توزیع محصولات درون شبکه ها، فروش محصولات به مشتریان نهایی و ارائه خدمات مختلف قبل، حین و پس از فروش را مد نظر قرار دهند.

اهمیت شبکه های بازاریابی

یک سیستم شبکه ای مجموعه ای از شبکه های بازاریابی است که شرکت آنها را برای رسیدن به هدف های خود به کار می گیرد. امروزه تصمیم گیری درباره نحوه مدیریت این سیستم جزء تصمیم گیری های اصلی مدیران ارشد شرکت ها محسوب می شود. به عنوان مثال، در آمریکا شبکه های بازاریابی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد سود فروش محصولات و خدمات را از آن خود می کنند. در حالی که مثلا یک بنگاه تبلیغاتی تنها بین ۵ تا ۷ درصد سود فروش محصولات و خدمات را تصاحب می کند.

علاوه بر این، شبکه های بازاریابی بخش مهمی از هزینه فرصت های شرکت را تشکیل می دهند. به عنوان مثال، یکی از وظایف اصلی این شبکه ها تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان سودآور است. از این رو، بازاریاب ها معتقدند که شبکه های بازاریابی نه تنها باید به بازارهای موجود خدمت کنند، بلکه باید بازارهای جدیدی را نیز ایجاد کنند.

انتخاب شبکه های بازاریابی

انتخاب شبکه های بازاریابی بر تمامی فعالیت های بازاریابی شرکت اثر می گذارد. به عنوان مثال، قیمتی که شرکت های تولید کننده پوشاک برای محصولات خود انتخاب می کنند به این امر بستگی دارد که محصول را در فروشگاه های زنجیره ای یا در بوتیک های لوکس و گران عرضه کنند. یا به عنوان مثالی دیگر، تعداد نیروی فروش و حجم تبلیغات شرکت به توانایی و انگیزه اعضای شبکه های بازاریابی برای فروش محصول بستگی دارند. همچنین، تصمیم گیری درباره آن مستلزم ایجاد تعهدات بلند مدت برای شرکت و طراحی سیاست ها و رویه های کاری مشخص است. به عنوان مثال، اگر یک شرکت خودروسازی تصمیم بگیرد که برای فروش خودروی جدید خود از واسطه های فروش مستقل استفاده کند، بعد از عقد قرارداد نمی تواند تصمیمش را تغییر دهد و از فروشگاه های خود برای این کار استفاده کند.

از سوی دیگر، انتخاب و طراحی شبکه های بازاریابی به استراتژی های بازاریابی شرکت و به ویژه استراتژی های بخش بندی، هدف گیری و موضع یابی شرکت وابسته اند. از این رو، بازاریاب هایی که از دیدگاه بازاریابی کل نگر تبعیت می کنند، به شرکت ها توصیه می کنند که استراتژی های مختلف بازاریابی و طراحی شبکه های بازاریابی خود را به گونه ای مدیریت کنند که ارزش حاصل از این فعالیت ها به حداکثر ممکن برسد.

استراتژی شبکه های بازاریابی

برای مدیریت شبکه های بازاریابی شرکت باید درباره میزان استفاده از استراتژی های «به سوی خود کشیدن» (Push Strategy) یا «هل دادن مشتری» (Pull Strategy) تصمیم گیری کند. در استراتژی «به سوی خود کشیدن»، شرکت از نیروهای فروش، برنامه های ترویجی، تخفیف تجاری و سایر ابزارها برای تشویق واسطه های فروش به فروش بیشتر محصول یا خدمت به مصرف کنندگان نهایی استفاده می کند. این استراتژی زمانی سودمند خواهد بود که مشتریان به نام های تجاری آن طبقه محصول وفادار نباشند، تصمیمات خرید خود را در فروشگاه ها اتخاذ کنند، از مزایای مختلف محصول آگاهی داشته باشند و محصول نیز جزء محصولات هوسی باشد.

در شبکه های بازاریابی استراتژی «هل دادن مشتری»، شرکت از تبلیغات، تخفیف های مصرف کنندگان و برنامه های پیشبرد فروش برای تشویق مشتریان به مراجعه به فروشگاه ها و درخواست محصول یا خدمت و وادار کردن فروشگاه ها و واسطه ها به خرید و عرضه محصول استفاده می کند. این استراتژی زمانی مفید خواهد بود که مشتریان به نام های تجاری آن طبقه محصول بسیار وفادار باشند، تفاوت میان نام های تجاری را به خوبی تشخیص دهند و تصمیمات خرید خود را قبل از مراجعه به فروشگاه اتخاذ کنند. به عنوان مثال، برای سالیان متمادی شرکت های داروسازی تبلیغات خود را به پزشکان و داروخانه ها معطوف می کردند، اما در سال ۱۹۹۷، قانون تبلیغ تلویزیونی داروها به تصویب اداره غذا و داروی آمریکا رسید و شرکت های داروسازی راه استفاده از استراتژی های هل دادن مشتریان را پیدا کردند.

شرکت های بزرگ و موفق از قبیل کوکاکولا، اینتل و نایک از هر دو استراتژی به صورت همزمان استفاده می کنند. بازاریاب های این شرکت ها معتقدند که استراتژی های جذب مشتری زمانی موفق خواهند بود که با استراتژی های هل دادن مشتری همراه باشند. از سوی دیگر، بازاریاب ها بر این باورند که اگر مشتری به محصول علاقه نداشته باشد، فروش محصول به وی با کمک استراتژی های کشیدن مشتری، کار بسیار سختی خواهد بود.

شبکه های بازاریابی مرکب یا بازاریابی چند شبکه ای چیست؟

شرکت های موفق امروزی دیگر از نوع خاصی از شبکه های بازاریابی استفاده نمی کنند. به عبارت دیگر، شرکت ها شبکه های بازاریابی خود را متنوع کرده و از شبکه های بازاریابی مرکب یا همان بازاریابی چند شبکه ای استفاده می کنند. به عنوان مثال، بر خلاف شرکت دل (dell) که تنها از روش عرضه مستقیم استفاده می کند، هولت-پاکارد برای فروش به شرکت های بزرگ از کارمندان فروش، برای فروش به شرکت های متوسط از روش فروش تلفنی، برای فروش به شرکت های کوچک از روش فروش پستی، برای فروش به شرکت های بسیار کوچک و مشتریان شخصی از روش خرده فروشی و برای فروش محصولات و قطعات تخصصی از روش فروش اینترنتی استفاده می کند.

در اجرای استراتژی بازاریابی چند شبکه ای، هر شبکه ای با یک گروه از خریداران را هدف می گیرد یا یک نیاز مشخص خریداران را ارضاء می کند. به طور کلی می توان گفت که در این روش، هر شبکه ای باید محصول مناسب را در مکان مناسب و به روش مناسب و با حداقل هزینه به مشتری مناسب تحویل دهد. اگر چنین شرایطی رعایت نشود، یا تضاد بیان شبکه های مختلف به شدت افزایش می یابد، یا هزینه شبکه های بازاریابی شرکت چند برابر می شود. یا فرآیندهای کاری شرکت به شدت مختلف می شوند.

شرکت هایی که از شبکه های بازاریابی مرکب استفاده می کنند باید شبکه های خود را به گونه ای مدیریت کنند که شبکه های مختلف ضمن فعاليت در کنار هم به خوبی به ترجیحات و نیازهای مشتریان هدف نیز توجه کنند. به نظر بسیاری از بازاریاب ها، مشتریان خواهان شبکه های بازاریابی یکپارچه هستند. این شبکه ها ویژگی های خاصی دارند که مهم ترین آنها عبارتند از:

  • امکان سفارش اینترنتی محصول یا خدمت و دریافت محصول یا خدمت در محل جغرافیایی مد نظر مشتری
  • امکان عودت محصول یا خدمت خریداری شده از طریق اینترنت به نزدیک ترین محل مورد نظر مشتری
  • امکان برخورداری از تخفیف ها و برنامه های ترویجی با در نظر گرفتن سفارش ها و خریدهای اینترنتی و فیزیکی در نظر گرفتن هر دو نوع خرید

به عنوان مثال، شرکت سیرکوئیت سیتی (Circuit City) در گزارشی اعلام کرد که در سال ۲۰۰۶، میزان خرید از وب سایت شرکت با میزان خرید از فروشگاه های فیزیکی آن برابر شد.

یازاریابی چند شبکه ای

طراحی زنجیره تامین بر اساس تقاضا چیست؟

در نگرش زنجیره تامین، شرکت ها بازارهای هدف را به عنوان مقاصد نهایی خود در نظر می گیرند. در چنین نگرشی، شرکت ابتدا باید با ویژگی های بازار هدف آشنا شود و سپس زنجیره ارزش خود را به گونه ای طراحی کند که با ویژگی های بازارهای هدف همخوانی کامل داشته باشد. بازاریاب ها این نگرش را طراحی زنجیره تامین بر اساس تقاضا می نامند.

دان شولتز، یکی از استادهای بازاریابی دانشگاه نورث وسترن می گوید: در نگرش طراحی زنجیره تامین بر اساس تقاضا، شرکت باید راه کارهای عرضه مطلوب از نظر مشتریان هدف را شناسایی کند نه این که ابتدا زنجیره ای را طراحی و سپس محصولات خود را در آن زنجیره عرضه کند. همچنین این استاد بازاریابی معتقد است که: امروزه باید الگوی آمیخته بازاریابی را با نگرش جدیدی جایگزین کنیم. من این نگرش جدید را SIVA | به معنای راه کار (Solution)، اطلاعات (Information)، ارزش (Value) و دسترسی (Access) می نامم.

در نگرش جدیدتر، بازاریاب ها، شرکت را در مرکز زنجیره ارزش قرار می دهند. از نظر این بازاریاب های زنجیره ارزش به معنی همکاری ها و اتحادهای استراتژیکی است که شرکت آن را برای تامین و عرضه پیشنهادات بازاریابی به مشتریان هدف خود تشکیل می دهد. زنجیره ارزش یک شرکت از عرضه کنندگان، عرضه کنندگان عرضه کنندگان، خود شرکت، واسطه های فروش و مشتری نهایی تشکیل می شود. افزون بر این، زنجیره ارزش سایر پیوندهای ارزشی شرکت با نهادهای دیگر مثل موسسات تحقیقاتی، دانشگاه ها و دولت را نیز در بر می گیرد.

شرکت ها باید زنجیره ارزش خود را به گونه ای طراحی و مدیریت کنند که در نهایت بیشترین ارزش ممکن برای مشتریان هدف خلق و عرضه شود. به عنوان مثال، پالم، یکی از بزرگترین تولید کنندگان تجهیزات الکترونیکی دستی، زنجیره ارزش بسیار گسترده ای را تشکیل داده است: عرضه کنندگان قطعات مختلف، کارخانه های تولیدی و مونتاژی متعدد، شرکت های تولید کننده قطعات پلاستیکی، شرکت های تولید کننده قطعات الکترونیکی، فروشندگان فیزیکی و اینترنتی، بیش از ۲۷۵۰۰۰ کارشناس توسعه نرم افزارهای خاص و بیش از ۱۰۰ کارشناس توسعه سخت افزارهای کوچک.

نگرش طراحی زنجیره تامین بر اساس تقاضا، پیامدها و نگرش های خاصی را در شرکت ایجاد می کند:

  1. شرکت محل و چگونگی افزایش درآمد را به راحتی شناسایی و درباره ادغام ها یا اتحادهای رو به جلو یا رو به عقب تصمیم گیری می کند.
  2. شرکت نقاط کور و گلوگاه های زنجیره تامین را قبل از این که صدمه جبران ناپذیری به شرکت وارد کنند، شناسایی و برطرف می کند.
  3. شرکت می تواند با راه اندازی شبکه های ارتباطی اینترنتی بین بخش های مختلف زنجیره تامین، سرعت و دقت تبادل اطلاعات و مبادلات فیزیکی بین بخش های مختلف زنجیره را افزایش و هزینه های این قبیل ارتباطات را کاهش دهد.

به عنوان مثال، فورد با تاسیس وب سایت ها و شبکه های اینترنتی خاصی، رابطه بین بخش های مختلف زنجیره ارزش خود را از طریق این وب سایت ها و شبکه ها طراحی و مدیریت می کند. مدیریت شبکه های ارزش، مستلزم سرمایه گذاری شرکت ها در فناوری اطلاعات و نرم افزارهای مربوط به آن است. شرکت های مختلفی، نرم افزارهای مدیریت زنجیره تامین (SCM) را معرفی کرده اند. در این میان، شرکت های اس ای پی و اوراکل از این هم فراتر رفته و نرم افزارهای جامع برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) را توسعه داده اند. شرکت ها، این قبیل نرم افزارها را برای مدیریت جامع و هماهنگی جریان نقدینگی، تولید، منابع انسانی، خرید و تدارکات و سایر فرایندهای مهم سازمانی به کار می برند.

این قبیل شرکت ها امیدوارند که با بکارگیری این نرم افزارها، بتوانند مرز میان واحدهای مختلف سازمانی را بشکنند و سازمان شان را به صورت یکپارچه ای مدیریت کنند. با این وجود، حتی شرکت هایی که از بهترین نرم افزارهای ای آر پی هم بهره می برند، فاصله زیادی با مدیریت یکپارچه تمامی منابع سازمانی شان دارند. در این میان، بازاریاب ها از دیرباز، به بخش خاصی از این قبیل نرم افزارهای مدیریت شبکه های ارزش علاقه مندند، بخشی که روی مشتریان و مدیریت ارتباط با آنها، متمرکز است. اما در آینده، بازاریاب ها هم باید مدیریت صرف مشتریان و محصولات را کنار بگذارند و به سمت مدیریت شبکه ای و یکپارچه حرکت کنند.

نقش شبکه های بازاریابی

شرکت ها بخشی از وظایف نیروهای فروش خود را به واسطه های خارج از شرکت واگذار می کنند. واگذاری اختیارات نیروهای فروش به خارج از شرکت به این معنا است که این واسطه ها می توانند به طور دلخواه به کسانی که می خواهند، محصول را به فروش برسانند. با این وجود، شرکت ها معتقدند که واگذاری اختیارات به واسطه های بازاریابی، اثربخشی و کارایی شرکت را افزایش می دهد. واسطه های فروش به خاطر تماس بیشتر با مشتریان، تجربه فروش بیشتر، تخصص گرایی و حجم انبوه فعالیت های فروش و بازاریابی، ابزارهای متنوع و بیشتری را برای ارتباط عمیق و نزدیک شرکت ها با مشتریان هدف فراهم می آورند.

از سوی دیگر، بسیاری از شرکت ها فاقد منابع مالی و تخصص لازم برای فروش مستقیم محصولاتشان هستند. به عنوان مثال، شرکت ویلیام ریگلی  (Wrigley) یکی از بزرگ ترین شرکت های تولید کننده آدامس در دنیا، نمی تواند فروشگاه های کوچکی را در سراسر دنیا برای فروش آدامس تاسیس کند یا محصولاتش را از طریق اینترنت به فروش برساند. از این رو، این شرکت و بسیاری دیگر از شرکت های مشابه، محصولات خود را از طریق خرده فروشی ها به فروش می رسانند. از سوی دیگر، مدیران ریگلی معتقدند که فروش از طریق شبکه های خرده فروشی مستقل کار بسیار راحت و کم هزینه ای است. حتی شرکت های بزرگی مثل فورد هم به این نتیجه رسیده اند که باید بخشی از وظایف و اختیارات بیش از ۱۲۰۰۰ نمایندگی مجاز خود را به شرکت ها و فروشگاه های مستقل واگذار کنند.

کارکردها و جریان کار شبکه های بازاریابی

کارکرد اصلی شبکه های بازاریابی انتقال محصول یا خدمت از تولیدکننده به مصرف کنندگان نهایی است. این شبکه ها، فاصله های زمانی، مکانی و مالکیتی بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان را برطرف می کنند. افزون بر این، اعضای شبکه های بازاریابی کارکردها و وظایف مشخصی را انجام می دهند. که شامل موارد زیر می باشد.

  • جمع آوری اطلاعات درباره مشتریان، رقبا و سایر نیروهای اثرگذار بالقوه و بالفعل
  • طراحی و اجرای برنامه های ارتباطی خاص برای تشویق مشتریان به خرید و استفاده از محصولات و خدمات شرکت
  • جلب نظر مشتریان درباره قیمت ها و شرایط فروش و تصاحب محصولات و خدمات شرکت
  • انتقال سفارش های مشتریان به شرکت
  • تامین وجوه لازم برای ذخیره سازی محصولات شرکت در انبارهای بخش های مختلف شبکه بازاریابی
  • پذیرش ریسک های مرتبط با انجام فعالیت های مختلف شبکه بازاریابی
  • فراهم کردن شرایط و امکانات لازم برای ذخیره سازی و انتقال فیزیکی محصولات
  • فراهم کردن امکان پرداخت هزینه محصولات یا خدمات خریداری شده با کمک بانک ها و سایر نهادهای مالی
  • مدیریت فرایند انتقال مالکیت محصول از شرکت به شرکت یا اشخاص دیگر

برخی از کارکردهای شبکه های بازاریابی مثل نقل و انتقال فیزیکی کالا، تعويض مالکیت و اجرای برنامه های ترویج فروش کالا، به شکل یک جریان رو به جلو هستند که از تولید کننده آغاز و به مشتری نهایی ختم می شوند. برخی دیگر از کارکردهای شبکه های بازاریابی از قبیل انتقال سفارش ها و درآمدهای فروش، به شکل یک جریان رو به عقب  هستند که از مشتری نهایی آغاز و به تولید کننده ختم می شوند. گروه دیگری از کارکردهای شبکه های بازاریابی از قبیل انتقال اطلاعات، مذاکرات فروش، تامین مالی و پذیرش ریسک های مختلف، در هر دو جهت اتفاق می افتند.

تولید کننده ای که محصول فیزیکی یا خدمتی را عرضه می کند، ممکن است به سه نوع شبکه بازاریابی یعنی شبکه فروش، شبكه تحویل و شبکه خدمات نیاز داشته باشد. به عنوان مثال، شرکت ناتیلوس گروپ برای فروش دستگاه های بدنسازی بوفلکس (BOWFLEX) خود، روی تبلیغات تلویزیونی، تلفن، پست و اینترنت تمرکز کرده است. امروزه و با تغییر عادات خرید مشتریان، شرکت ناتیلوس گروپ، محصولاتش را در فروشگاه های ورزشی و خرده فروشی های زنجیره ای نیز به فروش می رساند.

سوال اساسی ای که شرکت ها با آن مواجه هستند این نیست که شبکه های بازاریابی چه کارهایی را باید انجام دهند، زیرا وظایف و کارکردهای این شبکه ها تا حد زیادی شناخته شده اند، بلکه سوال و چالش اساسی این است که چه کسی باید این وظایف را انجام دهد؟ همه بخش های شبکه های بازاریابی سه وجه مشترک دارند: تمامی آنها از منابع کمیابی استفاده می کنند؛ در صورت تخصصی شدن، تمامی بخش ها وظایف شان را بهتر از قبل انجام میدهند و تمامی آنها می توانند وظایف و کارکردهای مختلف و متنوعی را انجام دهند. زمانی که یک تولیدکننده بعضی از وظایف خود را به بخش های مختلف شبکه بازاریابی واگذار می کند، هزینه ها و بهای تمام شده فعالیت های تولید کننده کاهش می یابند ولی آن بخش خاص برای پوشش هزینه های انجام وظیفه جدید، هزینه های خود را افزایش می دهد. در این حالت، اگر واسطه های شبکه بازاریابی از تولیدکننده کارآتر باشند، بهای تمام شده محصول کاهش می یابد و محصول با قیمت ارزان تری به دست مشتری می رسد. اگر مشتریان حاضر باشند که خودشان قسمتی از وظایف بخش های شبکه بازاریابی را انجام دهند، قیمت محصول بازهم کمتر می شود.

سطوح شبکه های بازاریابی

سطوح شبکه های بازاریابی

در همه شبکه های بازاریابی تولید کننده و مصرف کننده حضور دارند. بازاریاب ها سطوح شبکه های بازاریابی را بر اساس تعداد واسطه های موجود در شبکه محاسبه می کنند.

در سطح صفر شبکه های بازاریابی که شبکه بازاریابی مستقیم نیز نامیده می شود، تولید کننده ای فعال است که محصولات را به صورت مستقیم به مصرف کنندگان نهایی به فروش می رساند. روش هایی مثل فروش خانه به خانه، فروش در مهمانی ها، فروش پستی، فروش تلفنی، فروش تلویزیونی، فروش اینترنتی و فروش از طریق مغازه های متعلق به تولید کننده در زمره شبکه های بازاریابی مستقیم قرار می گیرند.

در سطح یک شبکه های بازاریابی یک واسطه (مانند یک خرده فروش) بین تولیدکننده و مصرف کننده قرار می گیرد. در سطح دو، دو واسطه مختلف (به طور مثال یک خرده فروش و یک عمده فروش) بین تولید کننده و مصرف کننده نهایی قرار می گیرند. در سطح سه، سه واسطه مختلف (به طور مثال یک عمده فروش، یک دل و یک خرده فروش) بین تولید کننده و مصرف کننده نهایی قرار می گیرند. ممکن است سطوح شبکه های بازاریابی بیشتر از سه سطح باشد. به عنوان مثال، در بازار مواد غذایی ژاپن، بین تولید کننده و مصرف کننده نهایی، شش سطح وجود دارد. از نظر تولید کنندگان، با افزایش سطوح شبکه بازاریابی، شناخت مصرف کننده نهایی و کنترل شبکه بازاریابی سخت تر می شود.

سطوح مختلف شبکه های بازاریابی در بازار های صنعتی نیز وجود دارد. تولید کننده کالاهای صنعتی می تواند با کمک نیروهای فروش خود، کالاهایش را به صورت مستقیم به مصرف کنندگان صنعتی بفروشد، یا با کمک توزیع کنندگان کالاهای صنعتی، کالاهایش را به دست مصرف کنندگان صنعتی برساند، یا با کمک نمایندگان فروش یا شعبه های خود، کالاهایش را به دست مصرف کنندگان صنعتی برساند یا از طریق نمایندگان فروش یا شعبه های خود، کالاهایش را به دست توزیع کننده کالاهای صنعتی و در نهایت به دست مصرف کنندگان صنعتی برساند.

در بازارهای صنعتی، شبکه های بازاریابی سطح صفر، یک و دو کاملا رایج هستند. شبکه های بازاریابی معمولا رو به جلو حرکت می کنند، یعنی محصول یا خدمتی را از تولید کننده به مصرف کننده می رسانند اما گاهی اوقات نیز شبکه های بازاریابی رو به عقب حرکت می کنند. برخی از حرکات رو به عقب شبکه های بازاریابی عبارتند از :

  1. عودت بسته های قابل استفاده مثل برگرداندن بشکه های خالی مواد شیمیایی به شرکت
  2. استفاده مجدد از قطعات محصول برای فروش یا استفاده مجدد مثل فروش مجدد قطعات مختلف رایانه
  3. بازیافت محصولات مثل خمیر کردن کاغذهای باطله و استفاده مجدد از آنها
  4. از بین بردن محصولات با بسته بندی ها مثل معدوم کردن خودروهای فرسوده،

در این میان، واسطه های مختلفی در حرکات رو به عقب شبکه های بازاریابی حضور دارند. برخی از این واسطه ها عبارتند از

  • مراکز باز خرید و جمع آوری محصولات فرسوده
  • مراکز بازیافت
  • شرکت های تخصصی جمع آوری زباله های خاص (مثل زباله های بیمارستانی)
  • شرکت های جمع آوری کننده محصولات قابل بازیافت
  • انبارهای مخصوص نگهداری محصولات قابل بازیافت
شبکه های بخش خدمات

با گسترش و پیشرفت فناوری های ارتباطی، بنگاه های خدماتی مثل بانک ها، شرکت های بیمه، شرکت های خدمات مسافرتی و بورس ها هم شبکه های بازاریابی جدیدی را توسعه داده اند. به عنوان مثال، کداک چهار روش چاپ عکس های دیجیتالی را در اختیار مشتریان قرار داده است: چاپ در فروشگاه های کداک، چاپ در خانه با چاپگرهای مخصوص کداک، چاپ از طریق وب سایت اینترنتی کداک و چاپ به کمک باجه های الکترونیکی کداک در سطح شهرها و مراکز خرید.

امروزه، شبکه های بازاریابی در بازاریابی افراد نیز مطرح شده اند. امروزه، موسیقی دانان، بازیگران، هنرمندان، نویسندگان و سایر افراد مشهور می توانند به کمک ابزارهای مختلفی از قبیل وب سایت های شخصی، شبکه های اجتماعی و وب سایت های دیگر، ایده یا خدمت خود را به مشتریان و طرفداران خود عرضه کنند. در این میان، سیاستمداران هم به سمت استفاده از شبکه های ارتباطی و بازاریابی چندگانه حرکت کرده اند. برنامه های تلویزیونی، کنفرانس های خبری، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، نامه های الکترونیکی، وبلاگ ها و وب سایت ها تنها بخشی از شبکه هایی هستند که سیاستمداران از آنها استفاده می کنند.

شبکه های بازاریابی تنها به توزیع کالاهای فیزیکی محدود نمی شوند. شرکت های ارائه دهنده خدمات یا طراحان ایده های مختلف نیز با چالش در دسترس قرار دادن و عرضه خروجی های خود به مخاطبان نهایی مواجه اند. در این میان، دانشگاه ها و دانشکده ها به سمت طراحی و بکارگیری سیستم های جامع آموزشی و بیمارستان ها هم به سمت طراحی و بکارگیری سیستم های جامع درمانی حرکت کرده اند. هدف نهایی چنین سیستم هایی، دسترسی به مخاطبان هدفی است که در محدوده های جغرافیایی مختلفی پراکنده اند.

Marketing Network | Advertising Agency | Social | Web | PR

The Marketing Network

Performance Marketing Network

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *