روش های قیمت گذاری

روش های قیمت گذاری | فرمول قیمت گذاری محصول

در این مقاله سعی داریم روش های قیمت گذاری محصول را به طور کامل بررسی کنیم. ابتدا به معرفی روش های قیمت گذاری پرداخته می شود و سپس تمامی روش های قیمت گذاری مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

معرفی روش های روش های قیمت گذاری محصول

در مقاله قیمت گذاری محصول مشکلات و راه حل های برای قیمت گذاری ارائه شده حال قصد داریم روش های قیمت گذاری را معرفی کنیم. قیمت محصول می تواند بین دو حد بالا و پایین قرار گیرد. حد پایین، حدی است که در آن هیچ سودی عاید شرکت نمی شود و حد بالا حدی است که در آن هیچ تقاضایی برای خرید محصول وجود ندارد.

هزینه تولید محصول، حد پایین قیمت کالا و دریافت های ذهنی مصرف کننده از فایده کالا، حد بالایی قیمت فروش را تعیین می کنند. شرکت برای تعیین بهترین قیمت فروش، در بین این دو حد، باید قیمت های فروش رقبا و سایر عوامل داخلی و خارجی دیگر را دقیقا مدنظر قرار دهد.

عوامل قیمت گذاری محصول چیست؟

شرکت ها با استفاده از روش های قیمت گذاری محصول، قیمت کالاهای خود را تعیین می کنند. این روش ها از یک یا چند عامل از مجموعه عوامل سه گانه تشکیل می شود. روش های قیمت گذاری محصول عبارتند از:

  • تعیین قیمت بر اساس هزینه تمام شده (شامل روش اضافه بر هزینه تمام شده قیمت گذاری بر مبنای تحلیل نقطه سر به سر و تعیین سود هدف)
  • تعیین قیمت بر اساس ذهنیت خریدار
  • تعیین قیمت بر اساس قیمت گذاری رقبا (شامل قیمت گذاری بر اساس قیمت های جاری یا ارائه پیشنهاد مهر و موم شده).

در روش های قیمت گذاری تعیین قیمت بر اساس هزینه تمام شده چگونه است؟

یکی از آسان ترین روش های قیمت گذاری محصول تعیین قیمت بر اساس هزینه تمام شده است. اضافه بر قیمت تمام شده یک کالا، درصدی است ثابت که به قیمت تمام شده آن کالا اضافه می شود. مثلا شرکت های ساختمانی هنگام ارائه پیشنهادات خود، هزینه تمام شده طرح را محاسبه می کنند و در آخر درصدی به عنوان سود برای خود در نظر می گیرند. وکلا، حسابداران و سایر مشاغل حرفه ای با اضافه کردن درصدی به هزینه ها، قیمت خدمات خود را تعیین می کنند. بعضی از فروشندگان، روش محاسبه قیمت فروش خود را به اطلاع مشتریان خود می رسانند. برای روشن شدن این نوع از روش های قیمت گذاری به ذکر مثالی می پردازیم. فرض کنید هزینه ها و پیش بینی فروش یک تولیدکننده توستر (نان برشته کن) به قرار زیر باشد.

هزینه های متغیر ۱۰ دلار

هزینه های ثابت ۳۰۰۰۰۰ دلار

پیش بینی فروش (تعداد) ۵۰۰۰۰ عدد

بر این اساس، متوسط هزینه هر توستر بصورت زیر محاسبه می شود

پیش بینی فروش (واحد)/هزینه های ثابت + هزینه های متغیر = هزینه واحد

۱۶ = ۵۰۰۰۰ /۳۰۰۰۰۰ +۱۰ = هزینه واحد

 حال فرض کنید تولید کننده میخواهد ۲۰ درصد فروش خود، سود داشته باشد. در این صورت، درصد متعلق به فروشنده به شرح زیر محاسبه می شود:

 بازده فروش مورد نظر _ 1/هزینه واحد محصول = درصد عایدی

20 = 16/1-0.2= درصد عایدی

بدین ترتیب اگر تولیدکننده بابت هر عدد توستر، ۲۰ دلار از واسطه ها دریافت کند سودی معادل ۴ دلار از هر واحد به دست آورده است. واسطه ها نیز به نوبه خود در صدی به عنوان سود به قیمت خرید (تمام شده) اضافه می کنند. اگر درصد مورد انتظار واسطه ها ۵۰ درصد قیمت فروش باشد، قیمت فروش هر عدد توستر ۴۰ دلار (یعنی ۲۰ دلار باضافه ۵۰ درصد ۴۰ دلار) خواهد شد. این رقم، معادل ۱۰۰ درصد اضافه بر بهای تمام شده (۲۰دلار / ۲۰ دلار) است.

درباره بازاریابی بیشتر بدایند.

این اضافه بها، در مورد کالاهای مختلف فرق می کند. مثلا اضافه بهای غذای کودک در سوپرمارکت ها ۹ درصد، مواد دخانی ۱۴ درصد، و کارت های تبریک ۵۰ درصد است. ولی همین اضافه بها نیز بعضا با متوسط خود فاصله بسیاری دارد. مثلا سود خرده فروشی در طبقه انواع رب و ادویه جات حداقل ۱۹ درصد و حداکثر ۵۶ درصد است. کالاهای فصلی، کالاهای خاص، اقلامی که گردش فروش نسبتا سریعی ندارند، کالاهایی که هزینه انبارداری و نگهداری آنها نسبتا قابل ملاحظه است و سرانجام کالاهایی که تقاضا برای آنها فاقد کشش است، عموما دارای سود فروش بالاتری هستند. زیرا در این جا خطر عدم فروش کالا نیز وجود دارد.

قیمت گذاری فرصت طلبانه

آیا منطقی است برای تعیین قیمت از روش اعمال درصد ثابت استفاده کرد یا نه؟

پاسخ این پرسش به طور کلی منفی است. در روش های قیمت گذاری محصول هر قیمتی که در آن سطح تقاضا شرایط رقابتی نادیده گرفته شود، حتما بهترین قیمت نخواهد بود. فرض کنید همان تولیدکننده توستر به جای فروش ۵۰۰۰۰ عدد توستر، فقط ۳۰۰۰۰ عدد و به قیمت هر عدد ۲۰ دلار بفروشد. در این صورت، هزینه متوسط بالا خواهد بود. چون هزینه های ثابت (سربار تولید) روی تعداد توستر کمتری سرشکن شده است. اضافه بهای واقعی بر فروش نیز پایین تر خواهد بود. قیمت گذاری بر اساس هزینه تمام شده فقط در شرایطی موجه است که با قیمت فروش تعیین شده بتوان به مقدار فروش مورد نظر دست یافت.

درباره اینکه کالا چیست؟ تصمیم گیری کالا و تصمیم درباره خط محصول بیشتر بدانید.

علی رغم معایبی که ممکن است در این نوع از روش های قیمت گذاری یعنی قیمت گذاری بر اساس هزینه تمام شده داشته باشد، این روش به دلایل بسیاری همچنان معتبر است. زیرا اولا، فروشندگان درباره هزینه اطمینان بیشتری دارند تا تقاضا و قیمت گذاری بر اساس هزینه آسان است. در چنین شرایطی، فروشندگان دیگر اجباری ندارند همراه با تغییراتی که در سطح تقاضا پیش می آید، نسبت به اصلاح قیمت های خود اقدام کنند. ثانيا، در صورتی که تمام شرکت های واقع در یک صنعت از همین روش برای قیمت گذاری استفاده کنند، تفاوت بین قیمت ها از میان می رود و بدین ترتیب رقابت قیمتی نیز به حداقل ممکن کاهش می یابد.

ثالثا، بسیاری از مردم نیز اعتقاد دارند تعیین قیمت بر اساس اضافه بر قیمت تمام شده برای خریداران و فروشندگان هر دو منصفانه است. بدین معنی که بر اساس سرمایه گذاری انجام شده، بازده معقولی نصیب فروشندگان می شود و زمانی که تقاضای خریداران برای خرید به دلیلی افزایش می یابد به ایشان اجحاف نخواهد شد.

روش تحلیل نقطه سربسر و تعیین سود هدف در روش های قیمت گذاری

قیمت گذاری سربسری

از دیگر روش های قیمت گذاری میتوان به قیمت گذاری سربسری اشاره نمود. که در آن از هزینه به عنوان مبنای تصمیم گیری استفاده می شود. قیمت گذاری براساس تعیین سود هدف، شکل دیگری از همین روش است. با این شیوه، شرکت قیمتی را تعیین می کند که در آن سطح هزینه و درآمد شرکت برابر می شود یا اینکه اگر شرکت سودی را به عنوان سود هدف برای خود تعیین کرده باشد، قیمت باید امکان دستیابی به این سود را فراهم سازد. شرکت جنرال موتورز (General Motors)از روش تعیین سود هدف استفاده می کند. این شرکت بر اساس سرمایه گذاری انجام شده، قیمت اتومبیل های خود را در سطحی تعیین می کند که ۱۵ الی ۲۰ درصد سود عاید شرکت شود. شرکت های خدمات عام المنفعه نیز از همین شیوه برای قیمت گذاری خدمات خود استفاده می کنند. این شرکت ها موظفند نسبت به سرمایه گذای خود، بازده نسبتا منصفانه ای داشته باشند.

نمودار-قیمت-گذاری-سربسر در روش های قیمت گذاری برای دستیابی به سود هدف، از نمودار سربسری استفاده می شود. یک نمودار سربسری، هزینه و درآمد کل مورد انتظار را در سطوح مختلف فروش نشان می دهد. همانطور که در شکل نمودار سربسری تولیدکننده توستر یادشده مشخص است. هزینه های ثابت، بدون در نظر گرفتن حجم تولید، ۳۰۰۰۰۰ دلار است. برای رسیدن به هزینه کل، هزینه های متغیر به هزینه های ثابت اضافه شده است. هزینه های متغیر خود با افزایش سطح تولید افزایش می یابند. منحنی درآمد کل از مبدا مختصات شروع می شود و با فروش هر واحد اضافی رو به بالا می رود. شیب منحنی درآمد کل نشان دهنده قیمت فروش ۲۰ دلار برای هر واحد است.

منحنی هزینه کل و درآمد کل در سطح ۳۰۰۰۰ واحد همدیگر را قطع می کنند. این، حجم تولید در نقطه سربسر است. شرکت، در سطح قیمت ۲۰ دلار برای هر واحد، باید تعداد ۳۰۰۰۰ عدد توستر بفروشد تا سود و هزینه آن سربسر شود. این بدان معنا است که در این نقطه، درآمد کل با هزینه کل برابر است.

فرمول قیمت گذاری محصول به روش حجم تولید در نقطه سربه سر

هزینه متغیر هر واحد – قیمت فروش هر واحد /هزینه های ثابت = حجم تولید در نقطه سر به سر

واحد ۳۰۰۰۰  = ۲۰-۱۰ /۳۰۰۰۰۰ دلار = حجم تولید در نقطه سر به سر تولید توستر

در روش های قیمت گذاری زمانی که شرکت بخواهد به سود از پیش تعیین شده ای (سود هدف) دست یابد، باید در قیمت فروش ۲۰ دلار تعداد توستر بیشتری بفروشد. فرض کنید تولیدکننده، یک میلیون دلار در این کار سرمایه گذاری کرده است و در پی آن است که برای محصول تولیدی خود قیمتی را تعیین کند که در کل ۲۰ درصد یا ۲۰۰۰۰۰ دلار (۲۰۰۰۰۰= ۱۰۰۰۰۰۰x%۲۰) بازده داشته باشد. در این صورت، این تولیدکننده باید در سطح قیمت ۲۰ دلار، ۵۰۰۰۰ عدد توستر را بفروشد. اگر شرکت برای توستر قیمتی بالاتر از ۲۰ دلار تعیین کند برای دستیابی به بازده هدف، ملزم به فروش این تعداد نیست. ولی این احتمال نیز وجود دارد که بازار در قیمت بالاتر، حتی همین تعداد کمتر توستر را نخرد. در این جا همه چیز به کشش قیمت و قیمت های فروش رقبا بستگی دارد.

روش های قیمت گذاری بر اساس ذهنیت خریدار

تعداد روز افزونی از شرکت ها قیمت کالاهای خود را بر اساس برداشت ذهنی خریدار از فواید کالا قرار می دهند. در قیمت گذاری بر پایه برداشت ذهنی از فواید کالا به جای اینکه برای قیمت گذاری، از هزینه به عنوان عامل اصلی استفاده شود، برداشت ذهنی خریدار از فواید کالا مبنای قیمت گذاری قرار میگیرد. در چنین شرایطی، شرکت ابتدا در ترکیب عناصر بازاریابی با استفاده از عوامل و متغیرهای غیرقیمتی، ذهنیت مطلوبی در خریداران ایجاد می کند و آنگاه قیمت کالا را متناسب با این ذهنیت تعیین می کند.

قیمت غذای مشابهی را در رستورانهای مختلف در نظر بگیرید. یک مصرف کننده می تواند یک فنجان قهوه و یک عدد کلوچه سیب را از یک فروشگاه در قبال پرداخت ۲۵ /۱ دلار خریداری کند. برای همین قهوه و کلوچه در یک رستوران خانوادگی ۲ دلار دریافت می شود. قیمت همین فنجان قهوه و یک کلوچه سیب در قهوه خانه یک هتل ۵ /۳ دلار است و در صورتی که مصرف کننده مسافر هتل باشد، همراه با هزینه سرویس اطاق، از او ۵ دلار مطالبه خواهد شد. قیمت یک فنجان قهوه و یک عدد کلوچه سیب در یک رستوران شیک، بالغ بر ۷ دلار است. و همین طور رستوران های دیگر به دلیل ذهنیت متفاوتی که در اطراف فضای آنها ایجاد می شود، قیمت بالاتری را مطالبه خواهند کرد.

در مورد محیط بازاریابی، سیستم اطلاعات بازاریابی فرآیند مدیریت بازاریابی و فرآیند تحقیقات بازاریابی بیشتر بدانید.

شرکتی که از روش های قیمت گذاری ذهنیت خریدار خود استفاده می کند باید از ارزشی که خریدار برای کالاهای مشابه قایل می شود نیز اطلاع کامل داشته باشد. در همان مثال قبل، از مصرف کنندگان می توان سؤال کرد که حاضرند برای همان یک فنجان قهوه و یک عدد کلوچه در محیط های مختلف چه مبلغی پرداخت کنند. بعضی اوقات نیز می توان از مصرف کنندگان پرسید برای هر یک از ویژگی هایی که به یک کالا اضافه می شود حاضر به پرداخت چه مبلغی هستند. در صورتی که فروشنده قیمتی تعیین کند بیش از فایده ای که خریدار برای کالا قایل شده است، فروش خود را کاهش داده است.

شرکت های بسیاری هستند که قیمت کالاهای خود را بیش از حد تصور خریدار تعیین می کنند. فروش کم و عدم استقبال از کالای ایشان نتیجه اتخاذ چنین سیاستی است. شرکت هایی هم هستند که قیمت کالای خود را پایین تر از حد تصور خریدار از مزایای کالا تعیین می کنند. فروش و استقبال از این کالاها بسیار خوب است اما مسئله فقط کاهش عایدات فروش است. در صورتی که قیمت کالا هم سطح با ذهنیت خریدار از فایده و ارزش آن افزایش یابد، این محدودیت نیز از بین می رود.

روش های قیمت گذاری بر اساس شرایط رقابتی

تعیین قیمت بر اساس قیمت جاری در این شیوه قیمت گذاری، شرکت بدون توجه به سطح هزینه های خود یا تقاضا برای کالا، قیمت کالا را بر اساس قیمتی تعیین می کند که رقبا تعیین کرده اند. این نوع از روش های قیمت گذاری بر اساس قیمت های جاری نام دارد. شرکت می تواند قیمت کالای خود را برابر، بیشتر یا کمتر از قیمت کالاهای رقبای اصلی خود تعیین کند. در صنایعی که انحصار چند قطبی بر آنها حاکم است (صنایعی نظیر فولادی کاغذ یا کود شیمیایی) شرکت ها معمولا دارای قیمت های یکسانی هستند و شرکت های کوچکتر از شرکت های بزرگتر تبعیت می کنند و به پیروی از آنها قیمت کالاهای خود را تغییر می دهند. در این صورت، قیمت گذاری تحت تأثیر تغییر تقاضای کالا یا هزینه های این شرکت ها قرار نمی گیرد.

قیمت فروش بعضی از شرکت ها می تواند اندکی بالاتر یا پایین تر باشد، ولی میزان این تفاوت همواره ثابت است. در این نوع روش های قیمت گذاری بر اساس قیمت جاری بسیار متداول است. اعتقاد شرکت ها بر این است که وقتی اندازه گیری کشش تقاضا دشوار است، استفاده از روش های قیمت گذاری بر اساس قیمت های جاری می تواند ایجاد کننده بازدهی منصفانه و مناسب باشد. به علاوه، توسل به این روش های قیمت گذاری آنان را از زبان های جنگ قیمت نیز مصون نگاه می دارد.

روش های قیمت گذاری با رویکرد فروش بیشتر

کم‌کم داریم به‌جاهای خوبی می‌رسیم. قیمت‌گذاری برای انجام معامله و فروش، همه آن چیزی است که کسب‌وکار و قیمت‌گذاری به آن مربوط می‌شود. بااین‌همه، اگر نتوانیم با قیمت‌گذاری به فروش دست‌یابم، پس قیمت‌گذاری به چه دردی می‌خورد؟ این فرآیند باید به ما سود برساند. درست است؟ خب، درواقع نه. وقتی برای انجام معامله و فروش تعیین قیمت می‌کنید، این کار شما مشتریان را تحریک می‌کند تا برای دریافت تخفیف‌های بیشتر با شما مذاکره کنند. این مشتریان نیروهای فروش را در منگنه کاهش قیمت قرار می‌دهند. این فرآیند، زمینه را برای کاهش قیمت توسط فروشنده‌ها فراهم می‌کند. چنین رهیافتی اطمینان فروشنده‌ها را به قیمت از میان می‌برد و موجب وارد شدن ضرر و زیان به شرکت می‌شود.

روش های قیمت گذاری با رویکرد کسب سهم بازار

در این استراتژی، برای کسب سهم بازار در برابر رقبا قیمت‌ها به‌عمد پایین‌تر تعیین می‌شوند. این هم ایده خوبی است اما واقعیت به این اندازه روشن و واضح نیست. اگر قبلاً دارای سهم بازار بالایی بودید با این استراتژی به سودآوری بیشتری خواهید رسید اما درعین‌حال ممکن است اکنون رهبر بازار نباشید. در چنین شرایطی، استفاده از قیمت‌های پایین برای کسب سهم بازار، خطرناک است. نمی‌توانید انتظار داشته باشید که به‌یک‌باره از رقبای خود جل بزنید. حتی اگر موفق به انجام این کار شوید، مزایای آن موقتی است. به‌احتمال بسیار زیاد، رهبر بازار قیمت‌های خود را به‌اندازه قیمت‌های شما کاهش می‌دهد و خود را باقیمت‌های شما هماهنگ می‌کند. قیمت‌های پایین سودآوری هر دو شرکت را متوقف می‌کند. این رویدادی است که مشتریان می‌پسندند. آن‌ها عاشق جنگ قیمت‌اند.

درباره بازایابی و فروش بیشتر بدانید.

مشکل این است که این استراتژی‌ها، اغلب به‌طور هم‌زمان در یک شرکت اجرا می‌شوند. معمولاً، هر واحد سازمان، استراتژی قیمت‌گذاری خاص خود را در پیش می‌گیرد. این استراتژی‌ها نه‌فقط تعارض ذاتی و درونی باهم دارند، بلکه در ایجاد فروش سودآور نیز ناتوان هستند. درواقع، این استراتژی‌ها تضعیف‌کننده هم‌زمان سود و درآمد هستند.

روش های قیمت گذاری با ارائه پیشنهاد

شرکت ها هنگام ارائه پیشنهاد برای انجام کارهای مقاطعه ای از روش های قیمت گذاری رقابتی استفاده می کنند. در روش قیمت گذاری با ارائه پیشنهاد مهر و موم شده مبنای تعیین قیمت به طرز تفکر شرکت نسبت به نحوه قیمت گذاری رقبا و نه هزینه و سطح تقاضا برای خدمات شرکت بستگی دارد. شرکت پیشنهاد دهنده درصدد به دست آوردن قرارداد است و برنده شدن نیز منوط است به این که قیمت های او کمتر از سایرین باشد.

باید توجه داشت که کاهش قیمت هم تا حدی امکان پذیر است. اگر قیمت پیشنهادی پایین تر از قیمت تمام شده باشد موقعیت شرکت به خطر می افتد. از طرفی هر قدر قیمت پیشنهادی بالاتر باشد، شانس برنده شدن و به دست آوردن کار، کاهش می یابد. استفاده از روش برآورد سود مورد انتظار برای شرکت بزرگی که با تعداد زیادی پیشنهاد روبرو است، منطقی به نظر می رسد. با توسل به این روش، سود شرکت در بلندمدت به حداکثر ممکن می رسد. اما اگر شرکتی فقط گاه گاه در مناقصه ای شرکت کند یا انجام کاری یا به دست آوردن یک قرارداد خاص، برای او از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد، استفاده از شیوه سود مورد انتظار مفید فایده نخواهد بود.

روش های قیمت گذاری بر اساس روند بازار

اگر تصور می‌کنید که سیستم هزینه‌یابی شرکت شما هزینه‌ها را بیش‌ازحد واقعی نشان می‌دهد، می‌توانید از روش های قیمت گذاری مبتنی بر بازار استفاده کنید. در این حالت سازمان‌ها، به بازار اجازه می‌دهند که آن‌ها قیمت‌ها را تعیین کنند. ما درباره این نوع استراتژی قیمت گذاری بارها شنیده‌ایم و به نظر شکل مطلوبی می‌رسد؛ زیرا می‌دانیم که بازار به‌تنهایی قیمت گذاری می‌کند اما این نوع استراتژی با اشکالی روبروست. یکی از این مشکلات آن است که ما محصول خود را به بازار نمی‌فروشیم؛ بلکه به مشتریان می‌فروشیم. مشتریان نیز اغلب منحصربه‌فرد هستند و گاه برخلاف آنچه بازار پیش‌بینی می‌کند رفتار می‌کنند و به این صورت ما را شگفت‌زده می‌کنند. آن‌ها خواهان قیمت‌های کمتر هستند و ما خواسته‌شان را برآورده می‌کنیم. در قیمت‌گذاری مبتنی بر بازار، برای به انجام رساندن معامله و بستن آن، فقط از یک رویکرد استفاده می‌شود و آن رویکرد چیزی نیست جز کاهش قیمت.

قیمت گذاری کالاهای تولیدی

قیمت ‌گذاری بر اساس برآورد هزینه‌ها

در این حالت قیمت‌ها با در نظر گرفتن هزینه‌های واحد به‌علاوه میزان مطلوب حاشیه سود تعیین می‌شود. این کار به نظر منطقی می‌رسد؛ زیرا اگر همیشه قیمت را با افزودن سود به هزینه تعیین کنید، سودآوری شما تضمین خواهد شد. فکر می‌کنید این استراتژی دقیقی است؟ لزوماً نه.

این نوع استراتژی دو مشکل دارد:

نخست اینکه مشتریان چندان توجهی به هزینه‌های شما ندارند. آن‌ها صرفاً به ارزشی که دریافت می‌کنند توجه خواهند کرد. با غفلت‌ورزی درباره ارزشی که برای مشتریان خود ارائه می‌کنید، ممکن است این نوع قیمت‌گذاری، قیمت‌ها را از حد مطلوب‌تر پایین‌تر نگه دارد و بدین ترتیب موجب کاهش سود شما شود. در سوی دیگر ماجرا، این نوع قیمت‌گذاری ممکن است قیمت‌ها را بالاتر از حد بهینه نگه دارد و از ین طریق نیز موجب کاهش فروش شود.

مشکل دیگر روش های قیمت گذاری مبتنی بر هزینه این است که موجب تخصیص و دخالت دادن هزینه سربار یا ثابت کارخانه در قیمت‌های تعیین‌شده می‌شود. این امر منطقی به نظر می‌رسد؛ البته تا وقتی‌که این هزینه‌ها تا زمان تغییر هزینه‌ها بالا باشد و مانع کاهش قیمت شما برای افزایش فروش شود. در این حالت نیز فروش یا سود و یا هر دو را از دست خواهید داد.

جهت ارتقاء سطح کیفی مقالات و تکمیل مباحث مربوط لطفا نظرات و دیدگاههای خود را در پایان این مقاله درج کنید، همچنین چند مقاله مرتبط با موضوع روش های قیمت گذاری برای مخاطبان سایت شریف مارکتینگ به اشتراک گذاشته شده است.

4 Types of Pricing Methods

Methods of Pricing: Cost-Oriented Method and Market

What are the Pricing Methods?

Product Pricing Methods

2 پاسخ

تعقیب

  1. […] اطلاع از روش های قیمت گذاری محصول، قیمت گذاری محصول جدید و قیمت گذاری چند محصول […]

  2. […] اطلاع از روش های قیمت گذاری محصول و قیمت گذاری محصول جدید کلیک […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *